تبلیغات
یک طلبه ماهشهری!
یک طلبه ماهشهری!
وبلاگ شخصی مهزیار خاکی... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد فضای کلی وبلاگ «یک طلبه ماهشهری» چیه!!؟؟







لینک دوستان
برای مسئولین رسانه‌ای كه از «ساختمان پزشكان» با سینه ستبر دفاع كردند
ظاهراً اشكال از ما و خانواده‌ی ماست كه از دیدن عشق یك مرد به مرد دیگر در تلویزیون، شرمگین می‌شویم!

گروه فرهنگی: سلام آقای مسئول رسانه‌ی ملی! قصد اطاله‌ی اوقات ارزشمند شما را ندارم! می‌دانم كه این روزها سر شما بیش از هر وقت دیگری شلوغ است. خب به هر حال باید صداوسیما را در این ایام طوری اداره كنید كه شور انتخاباتی در سراسر مملكت طنین‌انداز شود و ظاهراً از همین روست كه «محسن حاجیلو» بار دیگر با اسلوب منحصر به فرد خود در برنامه‌سازی به رسانه‌ی ملی بازمی‌گردد و فریاد می‌زند «من ایرانی‌ام!»؛ چنان فریادی كه هر آینه انسان را به رأی دادن وامی‌دارد! ایضاً می‌دانم كه یكی از وظایف شما هم در این برهه‌ی زمانی، پخش برنامه‌های طنز است. برای آنكه خاطر مشوش مردم از تورم خسته و از بحث‌های انتخاباتی سردرگم را كمی آرام كنید؛ به هر حال خسته نباشید!

اما غرض از این سلام چیز دیگری بود كه كمی با جملات پایانی بند فوق مرتبط است. همین «برنامه‌های طنز» را می‌گویم. چندی است كه در جهت همین آرامش‌بخشی به عموم جامعه و رقم زدن اوقات خوش برای مردم، همزمان دو شبكه‌ی محترم دیجیتال -كه از بدو تأسیس، صداوسیما را به قول دوستان از حالت سوپرماركتی خارج كرده‌اند- مشغول پخش سریال طنزی به نام «ساختمان پزشكان» هستند كه پیش از آن باعث اعتراض برخی از «دستگاه‌های عالی كشور» شده بود و البته شما در جلسه تقدیر از این سریال، سینه را ستبر كردید و رو به «پیمان قاسم‌خانی» گفتید: «من از این سریال در عالی‌ترین دستگاه‌های كشور دفاع كردم.» و البته ما هم حدس می‌زدیم كه عالی‌ترین دستگاه‌ كشور كه مسئولین صداوسیما تنها موظف به پاسخ‌گویی به آن هستند، كجاست. بگذریم آقای مسئول رسانه‌ی ملی!
 
از آنجا كه قبلاً از ساحت همین رسانه به رقابت عجیب دو شبكه بر سر پخش این سریال اعتراض كرده بودیم(اینجا)، دیگر قصد نداشتیم در این آشفته‌بازار سیاست قلمی در این حوزه بزنیم. ولی... آقای مسئول رسانه‌ی ملی! شما را نمی‌دانم، اما برای ما دیشب شب خوبی نبود! چرا كه پای رسانه‌ی ملی، از خود و خانواده‌ی خود شرمگین شدیم و حسی كه معمولاً در سینما به ما دست می‌داد را این بار پای رسانه‌ی ملی تجربه كردیم. گرچه می‌دانم كه شما در حین خواندن این سطور، به این فكر می‌كنید كه ما به دلایل سیاسی شما را نقد می‌كنیم و مثلاً قصدمان فلان است و بهمان، اما باشد! اگر با همین پیش‌فرض هم این مطالب را بخوانید –كه فكر می‌كنم می‌خوانید- ایرادی ندارد. باشد كه درددل ما سیاسیون نق‌نقو را هم بشنوید.
 
نمی‌خواستم مكشوف بگویم، اما چاره نیست. سیاسی هستیم دیگر! آقای مسئول رسانه‌ی ملی! شما را نمی‌دانم، ولی ما وقتی دیشب روی صفحه‌ی تلویزیون و به اسم شوخی و طنز، مردی را دیدیم كه فكر می‌كرد پیرمردی او را به خانه‌اش آورده تا... (بگذریم!) احساس شرم كردیم. وقتی پیرمردی جلوی مرد دیگری كه به دلایلی غیر قابل ذكر مرعوب شده بود، لحاف تشك پهن كرد و از او با اشاره خواست تا روی آن بخوابد، پیش خانواده‌ی خود شرمنده شدیم. وقتی مرد مرعوب شده از پیرمرد پرسید، «زیپی دیگه؟» كفری شدیم. خب! شاید بگویید چرا شبكه را عوض نكردید! اما به نظر شما باید چه می‌كردیم؟ می‌رفتیم سراغ ماهواره؟ یا اینكه می‌زدیم «آی‌فیلم» و دوباره «ساختمان پزشكان» را تماشا می‌كردیم؟ یا شاید هم دیگر شبكه‌ها كه معمولاً هیچ چیز قابل ذكری برای تماشا كردن ندارند!
 
 
آقای مسئول رسانه‌ی ملی! تا دیشب فكر می‌كردم كه حالا كه «ساختمان پزشكان» را دوبار دوبار پخش می‌كنید، فارغ از اینكه این سریال چه سبكی از زندگی را ترویج می‏كند، لااقل قسمت‌هایی را كه اعتراض به آن تواتر داشته را حذف می‌كنید. فكر می‌كردم شما هم از شوخی رابطه‌ی شهوت آلود دو مرد با هم ناراحت می‌شوید. اما حالا منتظرم آن قسمتی از مجموعه‌ی «ساختمان پزشكان» را كه مردی –البته با حالات غیرمردانه- عاشق «دكتر نیما افشار» می‌شود و حتی می‌خواهد دست او را ببوسد، هم پخش شود، بی‌آنكه كسی اعتراض كند! بالاخره برای ما سیاسی‌ها این روزها سیاست مهم‌تر است و كسی به رسانه‌ی ملی اعتراض نمی‌كند تا شاید خدایی ناكرده آقای رئیس از آنتن نامزد فلان جناح كم كند! اما چه كنیم آقای مسئول رسانه‌ی ملی! كه ما از دیدن چنین چیزی پیش خانواده‌ی خود انصافاً خجالت می‌كشیم!
 
آقای مسئول رسانه‌ی ملی! شما كه سیاسی نیستید، شما كه فردی اخلاقی هستید، شما چرا از دیدن برخی صحنه‌ها ناراحت نمی‌شوید؟ یادم هست كه در همان جلسه‌ی معروف تقدیر از این سریال گفته بودید: «ما در عالی‌ترین دستگاه‌های کشور از کار شما دفاع کردیم. حتی بعضی مواقع باعث سوءتفاهم می‌شد و می‌گفتند این سریال سبک سریال غربی هست؛ خانواده را نابود می‌کند، خانواده‌ای در آن دیده نمی‌شود و... ما هم در مقام توضیح برمی‌آمدیم و می‌گفتیم آیا شما در جامعه این مسائل را نمی‌بینید؟ در روزنامه‌ها بعضی از مسائل را نمی‌خوانید؟ یکی از دلایلی که باعث شد این سریال موفق باشد، تصویرسازی بعضی پنهان‌کاری‌ها در خانواده بود که شما زیرکانه آنها را به نمایش گذاشتید.»
 
آقای مسئول رسانه‌ی ملی! هر چه فكر می‌كنم، معنی این جمله‌ی عمیق شما را نمی‌فهمم: « آیا شما در جامعه این مسائل را نمی‌بینید؟ در روزنامه‌ها بعضی از مسائل را نمی‌خوانید؟» واقعیت ما آنچه را كه در «ساختمان پزشكان» بود، تا به حال در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم. ما تا به حال، در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه مردی صبح بی‌اجازه به خانه‌ی برادرش وارد شود و به همسر برادرش كه در خواب است، از فاصله‌ی چند سانتی‌متری چند دقیقه‌ای خیره شود تا او را بیدار كند. ما تا به حال، در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه مردی وارد خانه‌اش شود و برادرش را با همسرش تنها در خانه بیابد كه با هم گل می‌گویند و گل می‌شنوند و از این خلوت همسر و برادرش با هم خوشحال شود. ما تا به حال در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه اعضای یك خانواده در حضور هم بر سر اینكه ماساژور زن كدام یك از انها را ماساژ دهد، رقابت كنند. ما تا به حال در جامعه ندیده‌ایم و در روزنامه نخوانده‌ایم كه مردی جلوی خانواده‌ی مرد دیگری به او اظهار عشق كند و خواستار بوسیدن دست این مرد و گذاشتن سرش روی شانه‌ی او شود. آقای مسئول رسانه‌ی ملی! اگر شما چنین چیزهایی را دیده‌اید و خوانده‌اید، بسم‌الله! چنانكه یك بار اهداف سریال‌های ماه مبارك رمضان را منتشر كردید و مایه‌ی شادی ملت روزه‌دار شدید، منت نهاده منابع این یكی را هم به انتشار عمومی بگذارید.
 
راستی! اگر قرار است هر چه را كه در جامعه هست و در روزنامه‌ها می‌نویسند، رسانه‌ای كنید، لطفاً به این موضوع هم اشاره‌ای بفرمایید كه این روزها عده‌ای –كه شوربختانه آماری از آنها موجود نیست- دیگر رسانه‌ی ملی را تماشا نمی‌كنند و تماشای حرم‌سرای سلطان عثمانی را ترجیح می‌دهند. لطفا این را هم بگویید كه امروز رسانه‌ی ملی بیش از هر وقت دیگری منتقد دارد و بیشتر منتقدان رسانه‌ی ملی هم، نه از قشر روشنفكر كه اتفاقاً از میان حزب‌اللهی‌ها هستند. ایضاً لطف كنید و این را بگویید كه آمار بینندگان مجموعه‌های تلویزیونی رسانه‌ی ملی به پایین‌ترین حد خود در تمام این سال‌ها رسیده است. آیا این‌ها را در جامعه نمی‌بینید و در روزنامه نمی‌خوانید؟
 
 
بگذریم آقای مسئول رسانه‌ی ملی! این روزها خندیدن مردم اهمیت بیشتری دارد! حتی اگر قرار باشد به علاقه‌ی آمیخته به عشق مردان به هم بخندیم. راهبرد رسانه‌ی ملی فعلاً بر این است كه مردم بخندند و هر كس كه به محتوای این برنامه‌های خنده‌دار اشاره كند، می‌شود متحجر خشك مغز طالبانی مسلك ضد مردم! همان‌هایی كه آقای ضرغامی همیشه در سخنرانی‌هایش به عنوان مشت نمونه‌ی خروار منتقدان بی‌شعورش به آنها اشاره می‌كند و می‌گوید: «برخی معترضند كه چرا مجری اخبار باید زن باشد!» خب! آقای ضرغامی دوست دارد منتقدانش را این طور جلوه دهد. شما هم باشید از بین منتقدی كه می‌گوید چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی مروج هم‌جنس بازی شده، چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی در قبال سریال‌های مسئله‌دار به دستگاه‌های عالی نظام ده‌كجی می‌كند، چرا صداوسیمای جمهوری اسلامی به منویات مقام معظم رهبری و حضرت امام (ره) بی‌توجه است، و كسی كه می‌گوید «چرا باید مجری اخبار زن باشد؟» انتقاد او را برای نقل در محافل استفاده می‌كنید تا مثلاً بگویید ببینید من چه منتقدان بی‌شعوری دارم؟ ببینید با چه كسانی شده‌ایم هفتاد میلیون؟
 
بگذریم آقا مسئول رسانه‌ی ملی! این روزها هم می‌گذرد. اصلاً فكر می‌كنم اشكال از ما و خانواده‌هایی است كه با دیدن این قبیل چیزهای رایج در جامعه، خجالت می‌كشند. اشكال از ما و خانواده‌هایی است كه وقتی كودك‌شان با دیدن صحنه‌های فوق از آنها می‌پرسد: «راستی! چرا آن مرد از دیدن لحاف تشك روی زمین پهن شده شوكه شد؟» اعضای خانواده سرخ می‌شوند. اشكال از گیرنده است نه از فرستنده.
 
بگذریم آقا مسئول رسانه‌ی ملی! این روزها هم می‌گذرد. ولی یك جایی هست كه آدم‌ها باید پاسخ‌گوی آنچه كردند، باشند. آنجا دیگر وقتی از آقای مسئول رسانه‌ی ملی سوال می‌پرسند كه چرا «هم‌جنس‌بازی» را در تلویزیون اسلامی ترویج كردید، نگران این نیستند كه نكند آنتن را از انها بگیرند. آنجا بابت همه‌ی قطره‌های شرم روی پیشانی خانواده‌های غیرتمند آدم‌ها را بازخواست می‌كنند...      
 

کد خبر:157524 -
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=157524
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


طلبه هستم و طلبگی را راه سعادت میدانم که موجبات سعادت خود و سعادت خلق الله را فراهم می آورد، البته اگر فرصت را از دست ندهیم...

ایرانی، خوزستانی و ماهشهری هستم... و «حب الوطن» را «من الایمان» میدانم، چرا که حضرات معصومین علیهم السلام فرمودند...

چند سالی است که در مدینه ی فاضله ی قم، مشغول تحصیل هستم... و زندگی در قم را در آخر الزمان مفز از عذاب الهی میدانم... و البته رجوع به وطن را بعد از رسیده شدن لازم...

مدتهاست که وبلاگی زدم و حضور شما را در این کلبه ی حقیرانه خوش آمد میگویم و در خواست میکنم که هر مطلبی را که خوشتان آمد، نظر بگذارید و برای دیدن پاسخ بنده به نظرتان مجددا رجوع کنید...

حرف من اینه: من که قراره بمیرم، کاش یه طوری و یه جایی و یه زمانی بمیرم که در راه خدا و معصومین باشه... مثلا با شهادت از این دنیا برم، یا تو روضه ی ارباب بی کفنم جون بدم، یا وقت سحر برم... شایدم هر سه با هم...

این پست الکترونیک:
khakimahziyar@gmail.com

اینم شماره موبایلم:
09335766855 (فقط پیامک)

آی دی من در اینستاگرام:
mahziyar_khaki

* ارسال لینک وایمیل های تبلیغاتی، ممنوع!!!

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات