تبلیغات
یک طلبه ماهشهری!
یک طلبه ماهشهری!
وبلاگ شخصی مهزیار خاکی... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد فضای کلی وبلاگ «یک طلبه ماهشهری» چیه!!؟؟







لینک دوستان


آیت الله سبحانی:
آیت‌الله جعفر سبحانی از مراجع تقلید، دیروز (پنج‌شنبه ۲۸ اردیبهشت) در جشنواره نوآوری تبلیغ دینی که در سالن اجتماعات مدرسه علمیه فیضیه قم برگزار شد، با اشاره به اهانت یکی از خوانندگان خارج از کشور به امام‌هادی(ع) گفت: این خواننده خبیث که به همه قید و بندها پشت‌پا زده و به ساحت مقدس امام‌هادی(ع)‌ اهانت کرده است، در حقیقت آدم مرتد به تمام معنی و یا در حکم ساب‌النبی است.


 

آیت الله نوری همدانی:

به نقل از رسا، حضرت آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید، روز چهارشنبه در درس خارج خود که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد، اهانت به مقدسات مسلمانان و شیعیان را محکوم کرد.

وی با محکوم کردن اهانت صورت گرفته از سوی یک خواننده خارج نشین به ساحت امام هادی(ع) اظهار داشت: ما شکی نداریم که هرگونه اهانت و سبّ پیامبر(ص)، حضرت فاطمه زهرا و ائمه علیهم السلام موجب ارتداد است و هر کس مرتد شد حکم او معلوم است و این فرد نیز محکوم به ارتداد است.


 

آیت الله مکارم شیرازی


سلام علیکم/ چند وقتی است توهین به امام مظلوم ما حضرت هادی(ع) در سایت ها و وبلاگ ها و فضای مجازی افزایش یافته است. / اخیرا خواننده ای فراری آهنگی اجرا کرده که سراسر توهین و هتاکی به ائمه معصومین از جمله حضرت امام هادی و حضرت بقیة الله الاعظم و حضرت امام رضا(ع) است./ خواهشمندیم بفرمایید حکم این فرد چیست؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم / با اهداء سلام و تحیت؛

جواب: اگر از روی علم و عمد باشد مرتد می شود و بر دیگران لازم است که نهی از منکر کنند.

همیشه موفق باشید.

 

آیت الله صافی:

سوال: بسمه تعالی. متاسفانه چند وقتی است که عده ای اجیر شده که عمدتاً از ضد انقلاب خارج کشور می باشند،  بر روی فضای اینترنت در سایت ها و وبلاگ های خود، به راحتی به امام مظلوم ما امام هادی علیه السلام اهانت و جسارت می کنند.(طراحی جوک، کشیدن کاریکاتور، فحاشی، دروغ بستن و...)، حکم این افراد چیست؟

پاسخ: چنانچه اهانت و جسارت به حضرت نموده باشند، مرتدند. والله العالم. 1جمادی الثانیه 1433






طبقه بندی: بیانیه،  رهبری و علماء، 
برچسب ها: شاهین نجفی، رپ، امام هادی، نقی، حکم ارتداد، اعدام، مرتد، مکارم شیرازی، سبحانی، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، مراجع عظام تقلید، علما، آیت الله، العظمی، فتوا، توهین، نهی از منکر، جسارت، سب، ساب النبی، ناصبی، کافر،  
[ دوشنبه 1 خرداد 1391 ] [ 08:34 ] [ مهزیار خاکی ]

آن روزی که آب تهران را گند زدایی می کردند، ظاهرا غیرت زدایی هم کردند...
شنیده بودم که وضعیت نمایشگاه تهران اسف بار است، ولی تا جمعه که برای خرید کتاب با سه تا از دوستای طلبه رفتیم به نمایشگاه، این موضوع رو به طور کامل درک نکرده بودم... اما چشمتون روز بد نبینه... در نمایشگاه کتاب تهران بیشتر از اینکه به یاد فرهنگ و کتاب بیفتم، بلا نسبت شما عزیزان، یاد باغ وحش
میفتادم... وجه شباهتش هم اینه که اونجا هم مثل باغ وحش خیلی ها لخت بودند، با اندکی تفاوت در پوشش!!! آخه شیعه نیستی، نباش... مسلمون نیستی، نباش... لا اقل انسان باش... انسانیت داشته باش...

ما طلبه ها اولین جایی که توی نمایشگاه کتاب میریم، بخش کتب عربی نمایشگاهه... اونم بیشتر به غرفه ی پکتا میریم... آخه اونجا 50% تخفیف میده... باقی نمایشگاه که به درد نمیخوره... آخه 20% هم شد تخفیف!!! نمایشگاه باید 40 % تخفیف داشته باشه که آدم رغبت کنه چهارتا کتاب بخره... ما که توی قم هستیم. اگه بریم انتشاراتی، بیشتر از 20% تخفیف میگیریم... به قول یکی از رفقا (به نام یاسین) که میگفت: من کتاب کمتر از 40% نمیگیرم. چون با این تخفیف تازه میرسه به قیمت واقعی کتاب!!!


وای... من ساده رفتم جلوی این غرفه ی جستجوی کتاب، اسم یه کتاب رو پیدا کنم. وقتی که رسیدم به اون خانمی که با هزار ناز و عشوه، به امور ملت رسیده میکنه، چهار تا خانوم دیگه از پشت سر بهم هجوم اوردن!!!
فوقع ما وقع... خلاصه با تلاش فراوان از این مهلکه جون و ایمان سالم به در بردم...

وقت ناهار هم که شد، رفتیم سراغ رستوران های نمایشگاه و دو تا ساندویچ مذخرف میل کردیم که جای شکرش باقیه... ما هم که شاکر نعمات حی متعال...
خلاصه این روز جمعه ی ما با عذاب به پایان رسید... و شب هم رسیدیم خدمت عموی گرامی که منزلشون در خیابان کنار مصلی هستش و تا صبح خوابیدم... به این میگن یه روز کاری...

حالا فرداش چه کردم و کجا رفتم بمونه واسه بعد... اگه حال داشتید دعامون کنید... من که حال ندارم... لذا دعاتون نمیکنم...




امروز رفته بودم مهد کودک
یه دختر کوچولوی ناز رو دیدم ازش پرسیدم: چادرت کجاست خانم کوچولو؟ گفت چادر ندارم گفتم چرا چادر نداری خانمی؟ اشاره کرد به خانمشون و گفت خالمون هم چادر نداره بهش گفتم چادر خالتون رو دزدیدن!اونم پرسید چادر خالمون رو کی دزدیده؟بهش گفتم خارجی ها چادرشو دزدیدن با تعجب پرسید چرا خارجی ها چادرشو دزدیدن؟بهش گفتم خارجی ها چیزای خوب مارو دوست ندارن همیشه میخوان چیزای خوبمون رو ازمون بگیرن....
به نقل از یه جایی....





طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: تهران، گند زدایی، غیرت زدایی، غیرت زایی، نمایشگاه کتاب، پکتا، کتب عربی، فساد، باغ وحش، لخت، بی حجاب، شیعه، مسلمان، انسان، انسانیت، هجوم، زن،  
[ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 ] [ 08:32 ] [ مهزیار خاکی ]

علم رسمی سر بسر قیل است وقال   /   نی ازاو کیفیتی حاصل نه قال

علم نبود غیر علم عاشقی   /   مابقی تلبیس ابلیس شقی

زان نگردد بر تو هرگز کشف راز   /   گر بود شاگرد تو صد فخر راز

کل من لم یعشق الوجه الحسن   /   قرّب الرحل الیه و الرّسن

یعنی آن کس را نباشد مهر یار   /   بهر او پالان و افساری بیار

هر که نبود مبتلایی ماه رو   /   اسم او از لوح انسانی بشو

سینه ی خالی زمهر گلرخان   /   کهنه انبانی بود پر استخوان

چند و چند از حکمت یونانیان   /   حکمت ایمانیان را هم بدان

صرف شد عمرت به بحث نحو و صرف   /   از اصول عشق هم خوان یک دو حرف

*** *** ***
با دف و نی، دوش آن مرد عرب   /   وه چه خوش می گفت از روی طرب

ایها القوم الذی فی المدرسه   /   کل ما حصلتموها وسوسه

فکرکم إن کان فی غیر الحبیب   /   مالکم فی النشأه الاخری نصیب

فاغسلوا یا قوم عن لوح الفواد   /   کل علم لیس ینجی فی المعاد

ساقیا یک جرعه از روی کرم   /   بر بهایی ریز از جام قدم

تا کند شق پرده ی پندار را   /   هم بچشم یار بیند یار را

(دیوان شیخ بهایی)
به نقل از کتاب راه و رسم طلبگی، دفتر ششم، ص22




طبقه بندی: شعر، 
برچسب ها: شعر، شیخ بهایی، طلبه، صرف، نحو، حوزه، درس، بحث، مدرسه، وسوسه، شیطان، ابلیس، دیوان، قیل، قال، عاشقی، فخر رازی، افسار، پالان، حکمت، یونان، یونانیان، حبیب، ساقیا، راه و رسم طلبگی، عالم زاده نوری،  
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 11:28 ] [ مهزیار خاکی ]
امام موسی صدر در لبنان با نحی الدین حسن مفتی اهل سنت ارتباط مستمر برقرار نمود. این ارتباط به قدری گرم و صمیمی شد که مردم، از شیعه و سنی به بیانات آندو گوش فرا میدادند! وی فعالیت های وحدت آفرین خود را در لبنان عمق بخشید و در یک اقدام و ابتکار توانست ارتباط مستمر و کارآمدی را میان مراکز اسلامی کشور های مصر، مغرب و الجزایر و حوزه های علمیه و مراکز مذهبی شیعه در لبنان برقرار کند.



**************************************
آیت الله العظمی بروجردی، با برقراری ارتباط با شیخ وقت الازهر، عبد المجید سلیم و پس از وی با شیخ محمد شلتوت، رابطه ی جهان تشیع را با دنیای اسلام هر چه مستحکم تر ساخت و بسیاری از سوء تفاهم ها را به دوستی تبدیل کرد. در اثر این درایت، حسن تدبیر، و طرز فکر آیت الله العظمی بروجردی، کار به جایی رسید که شیخ الازهر مصر، محمود شلتوت آن فتوای تاریخی خود را صادر کرد. و برای نخستین بار یک عالم اهل سنت به طور رسمی مذهب شیعه را به رسمیت شناخت. و برای آن در دانشگاه الازهر کرسی تدریس مستقل تشکیل داد. رهبران مذهبی اهل سنت به ویژه روسای دانشگاه الازهر برای آیت الله العظمی بروجردی عزت ، عظمت و اقتدار ویژه ای قائل بودند. و همواره با دیده ی احترام به ایشان می نگریستند. ایشان در کلاس های درسشان می فرمودند: «امر تقریب در حال پیشرفت است و خدا را شکر که ما هم در آن سهمی داشتیم.» هدف ایشان هرگز این نبود که یک گروه درگروه دیگر هضم شود، بلکه تاکید داشت با بیان نقاط مشترک همه ی گروه ها دوستی محبت و صمیمیت در میان آنها به وجود آید. و همه در برابر دشمنان اسلام ید واحد گردند. در نظر او نیل به این هدف مقدس از راه تمسک به حدیث ثقلین و معرفی امامان معصوم به عنوان مصداق بارز اهل بیت بهترین ، آسانترین، کم هزینه ترین و معقول ترین راه بود.



**************************************
شیخ محمد حسین کاشف الغطاء در تمام سفر های خود با علما و مردم دیدار می کرد و با آنان درباره ی لزوم وحدت سخن می گفت. و با دانشمندان شیعه و سنی به گفتگوی علمی می پرداخت.  دانشمندان سنی الازهر از او دعوت کردند تا سخنرانی کند. پس از سخنرانی، دانش پژوهان الازهر از او خواستند تا فقه و بلاغت را به آنان بیاموزد، او نیز پذیرفت.

سخنرانی پر شور کاشف الغطاء در کنگره ی جهانی اسلام در فلسطین، با حضور هفتاد هزار مستمع، چنان مورد استقبال علماء و مردم قرار گرفت که حتی علمای وهابی، ناصبی و خوارج نیز در نماز جماعت بیت المقدس به او اقتدا کردند.

وی در بخشی از سخنانش چنین فرمود: «اختلاف و جدایی از خصلت هایی است که در درون ما ریشه دوانیده و ما را بیچاره ساخته است. اختلاف اندیشه و آزادی فکر، از ویژگی های انسان است. اما مصیبت وقتی است که اختلاف نظر به دشمنی منجر شود. تردیدی نیست که ما پیش از آنکه سنی یا شیعه باشیم، مسلمانیم. مسلمانان برادر یکدیگرند...» / کاشف الغطاء تصمیم گرفت به معرفی شیعه بپردازد. و بدون هیچگونه توهینی به عقاید اهل سنت به شبهه ها پاسخ گوید. او کتاب «اصل الشیعه و اصولها» را نوشت که مورد استقبال بسیار مسلمانان سراسر جهان قرار گرفت.






طبقه بندی: عکس،  وحدت شیعه و سنی،  رهبری و علماء، 
برچسب ها: شیعه، سنی، وحدت، علما، گذشته، تقیه، دوستی، سخنرانی، امام موسی صدر، اهل سنت، بروجردی، تقریب مذاهب، کاشف الغطا، شبهات،  
[ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 ] [ 01:08 ] [ مهزیار خاکی ]

درب شعله گرفته، با ضرب لگد بر صورت و سینه و پهلوی صدیقه کبری برخورد کرد. و میخِ در، بر سینه ی حضرت فرو رفت و خون جاری شد. و یکی از استخوان های سینه اش را شکست. و صدای ناله اش بلند شد... (عوالم العلوم)

****************************
صدای شیهه ی اسبها و بر هم خوردن سلاح ها و نیزه ها، هنگام حمله به خانه ی حضرت زهرا شنیده میشد... (الکوکب الدری)
****************************
عمر وارد خانه شد، و بر هر دو طرف صورت حضرت زهرا، چنان از روی پوشش صورت، سیلی زد که چشمان حضرت پر از خون شد... (بحار الانوار/ج43)
****************************
عمر چنان سیلی به صورت زهرا زد، که گوشواره اش شکست. (بحار الانوار/ج29)
****************************
عمر به قنفذ گفت: آنقدر فاطمه را بزن تا دست از علی بکشد. (بحار الانوار/ج30)
****************************
حضرت امام صادق: سبب شهادت فاطمه، ضربتی بود که قنفذ غلام عمر، بر او وارد ساخت.  (بحار الانوار/ج43)
****************************
امام رضا: ما مادر صالحه ای داشتیم که از دنیا رفت، در حالی که بر ابوبکر و عمر غضبناک بود. و پس از مرگش خبری از رضایت او، از آن دو، به ما نرسیده است. (الطرائف/ ابن طاووس)
****************************
پیامبر اکرم فرمودند: بدانید که درب خانه ی فاطمه درب خانه ی من، و خانه اش خانه ی من است. هرکس حرمت آن را بشکند، حجاب خداوند را هتک کرده است! (بحارالانوار/ ج22)
****************************
همیشه غمهای علی با نگاه به چهره ی فاطمه برطرف میشد. اما آن روز که قرمزی چشم فاطمه را در اثر سیلی دید. تمام غصه ها بر قلب علی نشست. (ارشاد القلوب)
****************************
حضرت زهرا در روزهای آخر چنین دعا می کردند:
خدایا به حق برگزیدگانت و به حق گریه های کودکانم در فراق من، گناهکاران شیعیان من و فرزندانم را مورد مغفرت خویش قرار ده... (بحارالانوار/ ج43)
****************************

فاطمیه می گیریم تا بپرسیم:
* چرا جنازه ی رسول خدا سه روز بر زمین ماند؟؟؟
* چرا جنازه ی حضرت بعد از سه روز توسط امیر المومنین دفن شد؟؟؟
* چرا فقط ده نفر بر جنازه ی حضرت نماز خواندند؟؟؟
* چه کسانی باعث مظلوم کشی در عالم شدند؟؟؟
* چه کسانی باعث شدند امت بشود 73 فرقه؟؟؟
* آیا می شود یک زن 18 ساله به مرگ طبیعی از دنیا برود؟؟؟
* چرا فاطمه را در شب دفن کردند؟؟؟
* چرا خلفا بر جنازه ی فاطمه نماز نخواندند؟؟؟
* چرا قبر فاطمه هنوز که هنوز است نا معلوم و مخفی است؟؟؟
* چه کسانی مسبب واقعه ی کربلا شدند؟؟؟

فتأمّل...




طبقه بندی: اهلبیت علیهم السلام،  علمی-روایی،  دلنوشته، 
برچسب ها: فاطمیه، عزا، سوال، تسلیت، عمر، ابوبکر، خلیفه، خلفا،  
[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 08:09 ] [ مهزیار خاکی ]











یا ابالحسن یا امام هادی، به فدای مظلومیتت در بین ما مسلمین...
ای کاش بیشتر می شناختیم تو را...




طبقه بندی: اهلبیت علیهم السلام، 
برچسب ها: امام هادی، دهه بزرگداشت، ابالحسن، شعر،  
[ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 17:15 ] [ مهزیار خاکی ]

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر
/  شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهرِ پدرت میگذری  /  امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگُذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم آمد:  /  دوش می آمد و رخساره ... نگویم بهتر
من به هرکوچه ی خاکی که قدم بگذارم  /  نا خودآگاه به یاد تو می افتم مادر
چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند  /  دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر...


السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ خَلْقِهِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصَّادِقَةُ الرَّشِیدَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ السَّلَامُ‏ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَعْصُومَةُ الْمَظْلُومَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الطَّاهِرَةُ الْمُطَهَّرَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَغْصُوبَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْغَرَّاءُ الزَّهْرَاءُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّد

********************************************

به فدای نامهایت یا فاطمه...آنقدر میگویم: دختر رسول خدا؛ تا همگان بدانند، آن مدافع علی علیه السلام که بین در و دیوار ماند و محسن شش ماه اش سقط  شد و... همان دختر پیامبرمان بود که حضرتش می فرمود: فاطمه پاره ی تن من است... هر که او را بیازارد، مرا آزرده است...

یا زهرا، شنیده ایم بعد از آنانی که ابوبکر کاغذی نوشت که فدک از آن فاطمه است و تو گرفتی و راهی خانه شدی، عُمر در کوچه ی بنی هاشم راه را بر تو بست و چنان سیلی به صورتت زد که گوشواره ات شکست!!!

می گویند مادر خانواده هر کاری کند،بچه ها یادمیگیرند،مثلا اگر شهید شود!
می گویند مادر دو بخش دارد، «ما» هرچه می کشیم از «در» است...






طبقه بندی: علمی-روایی،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: فاطمه، سلام، زیاتنامه، در و دیوار، محسن شش ماهه، شهادت، شهیده،  
[ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 17:46 ] [ مهزیار خاکی ]

...پس از چندی که گذشت عمر به ابوبکر گفت: بیا تا نزد فاطمه علیها السلام برویم، چرا که ما او را به غضب درآورده ایم.

پس به اتفاق یکدیگر نزد فاطمه علیها السلام رفته و از او اجازه ی ورود گرفتند، لکن فاطمه علیها السلام به آنها اجازه ی ورود نداد، ناچار نزد علی علیه السلام آمده و با او سخن گفتند، تا آنکه آنها را بر فاطمه علیها السلام وارد کرد.

پس همین که آن دو نزد فاطمه علیها السلام نشستند، فاطمه علیها السلام صورت خود را به دیوار برگرداند. در این هنگام آن دو به فاطمه علیها السلام، سلام کردند، لکن او جواب سلام آنها را نداد، لذا ابوبکرشروع به سخن کرده و گفت:

ای حبیبه ی رسول خدا آیا ما در مورد ارث پیامبر و همچنین در مورد شوهرت تو را به غضب در آوردیم؟

فاطمه علیها السلام گفت:

چه میشود تو را، که اهل و خانواده ات از تو ارث ببرند، لکن ما از محمد صلی الله علیه و آله ارث نبریم! سپس فاطمه گفت: آیا اگر حدیثی از پیامبر را به یاد شما بیاورم قبول میکنید، و به آن اعتقاد پیدا می کنید؟

عمر و ابوبکر گفتند:آری.

پس فاطمه گفت: شما را به خدا قسم آیا از پیامبر نشنیدید که میگفت:

«رضایت فاطمه، رضایت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست داشته باشد، همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضی کند مرا راضی کرده است و هر کس فاطمه را به غضب آورد، همانا مرا به غضب آورده است».

عمر و ابوبکر گفتند: آری از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدیم.

فاطمه علیها السلام گفت:
پس همانا من، خداوند و ملائکه را شاهد میگیرم که شما دو نفر مرا به سخط و غضب درآوردید و مرا راضی نکردید، و هرگاه پیامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکایت خواهم کرد...

منبع از کتب اهل سنت: کتاب «
الامامة والسیاسة» نوشته ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبۀ دینوری (معروف به ابن قُتَیبَة) در گذشته سال 276 هجری،جلد اول صفحه ی 13، چاپ سوم، 2جلد در یک مجلّد.


*************************

سلام. این روایت را برای شروع خدمتتون ارائه دادم که گوشه ای از حقایق تاریخی که از جانب شیعه و سنی قطعی و یقینی است، برای مسلمین جهان روشن بشود!

بنده، هم شیعیان عزیز و هم برادران اهل سنت را به شناخت هر چه بیشتر یگانه دختر خاتم پیامبر حضرت محمد بن عبدلله صلی الله علیه و اله و سلم که به نا حق و مظلومانه به شهادت رسیده اند، دعوت میکنم...

رفقا! از 365 روز سال، فقط 20 روز به ایام شهادت این بانوی بزرگوار اختصاص داره! پس چقدر خوبه که علاوه بر سنگ تمام گذاشتن در عزاداری ایشان، در کسب معرفت و شناخت حقشان تلاش و کوشش کنیم...

و من الله توفیق... یا علی...



طبقه بندی: علمی-روایی،  دلنوشته، 
برچسب ها: فاطمیه، تسلیت، شهادت، اهل سنت،  
[ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 18:33 ] [ مهزیار خاکی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 23 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  

درباره وبلاگ


طلبه هستم و طلبگی را راه سعادت میدانم که موجبات سعادت خود و سعادت خلق الله را فراهم می آورد، البته اگر فرصت را از دست ندهیم...

ایرانی، خوزستانی و ماهشهری هستم... و «حب الوطن» را «من الایمان» میدانم، چرا که حضرات معصومین علیهم السلام فرمودند...

چند سالی است که در مدینه ی فاضله ی قم، مشغول تحصیل هستم... و زندگی در قم را در آخر الزمان مفز از عذاب الهی میدانم... و البته رجوع به وطن را بعد از رسیده شدن لازم...

مدتهاست که وبلاگی زدم و حضور شما را در این کلبه ی حقیرانه خوش آمد میگویم و در خواست میکنم که هر مطلبی را که خوشتان آمد، نظر بگذارید و برای دیدن پاسخ بنده به نظرتان مجددا رجوع کنید...

حرف من اینه: من که قراره بمیرم، کاش یه طوری و یه جایی و یه زمانی بمیرم که در راه خدا و معصومین باشه... مثلا با شهادت از این دنیا برم، یا تو روضه ی ارباب بی کفنم جون بدم، یا وقت سحر برم... شایدم هر سه با هم...

این پست الکترونیک:
khakimahziyar@gmail.com

اینم شماره موبایلم:
09335766855 (فقط پیامک)

آی دی من در اینستاگرام:
mahziyar_khaki

* ارسال لینک وایمیل های تبلیغاتی، ممنوع!!!

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات