تبلیغات
یک طلبه ماهشهری!
یک طلبه ماهشهری!
وبلاگ شخصی مهزیار خاکی... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد فضای کلی وبلاگ «یک طلبه ماهشهری» چیه!!؟؟







لینک دوستان

بسم رب الحسین... حکایت این قسمت مختارنامه، حکایت شیرزنی بود که با کلام آتشینش حماسه ی عاشورا را شهر به شهر تا چهل منزل منتشر کرد و با اینکه اسیر بود، یزید و یزیدیان را اسیر خود کرد... دیدید که عمره چه کرد و ناریه چه کرد!!! این قضیه نشانگر شدت تأثیر زنان در ابلاغ است... اگر مختار عمره را نداشت، شاید اخبار وی اینچنین به دست ما نمی رسید!!! فکر کرده ای چرا در خیلی از کتب روایی اهل سنت و غیره، مختار را کذاب سقفی نامیده اند؟؟؟ وقتی همسر کسی به کذاب بودنش شهادت دهد حال راست بگوید یا دروغ، از ترس باشد یا از ایمان، فرقی نمی کند، بالاخره فرد را کذاب می نامند... ولی همسری چون عمره تا پای جان دست از حمایت و تصدیق مختار برنداشت... ای کاش همه ی زنان مسلمان چون عمره بودند تا مصداق آیه ی قرآن باشند که می فرماید «لتسکنوا الیها» یعنی مایه ی آرامش همسرشان باشند... حتما شنیده اید که می گویند: کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود... شاید کار زینب کبری علیها السلام کمتر از شهادت ابی عبدالله نباشد! که اگر زینب نبود و سخنان حیدری اش نه یزیدیان رسوا می شدند و نه حماسه ی کربلا به دست ما می رسید!!! ولی خوب شد که دختر کوچک عمره در حضور مادر جان نداد... فقط خود عمره چند تیر خورد و به شهادت رسید... اما امان از دل زینب که چهل منزل با کاروان اسرا که اکثرا طفل و ناتوان بودند چرخید و پیر شد... امان از دل زینب که امانت حسین، رقیه ی بنت الحسین، جلوی چشمانش جان داد و به پدرش پیوست... امان از دل زینب که در مقابل چشمانش به سر بر نیزه ی ابی عبدالله سنگ میزندند و «هر کدوم خطا می رفت به عمه زینب می زدن...» خلاصه سری به نیزه بلند است، در برابر زینب، خدا کند که نباشد، سر برادر زینب...

سعی میکنم ایشالا پست بعدی درباره ی ماه مبارک رمضان باشه... البته اگه با فشار کاری ماه رمضان وقت کردم پستی بزنم... شما برای ما طلبه ها دعا کنید که بتونیم به نحو احسن وظایفمون رو انجام بدیم... اللهم عجل لولیک الفرج... امام زمان که ظهور کنه از دست ما طلبه ها راحت میشین... حکومت میشه حکومت مهدی... یا علی...




طبقه بندی: اهلبیت علیهم السلام،  دلنوشته، 
برچسب ها: زینب الصبور، ناریه، عمره، مختارنامه، کلام، سخن، شهادت،  
[ پنجشنبه 6 مرداد 1390 ] [ 11:04 ] [ مهزیار خاکی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


طلبه هستم و طلبگی را راه سعادت میدانم که موجبات سعادت خود و سعادت خلق الله را فراهم می آورد، البته اگر فرصت را از دست ندهیم...

ایرانی، خوزستانی و ماهشهری هستم... و «حب الوطن» را «من الایمان» میدانم، چرا که حضرات معصومین علیهم السلام فرمودند...

چند سالی است که در مدینه ی فاضله ی قم، مشغول تحصیل هستم... و زندگی در قم را در آخر الزمان مفز از عذاب الهی میدانم... و البته رجوع به وطن را بعد از رسیده شدن لازم...

مدتهاست که وبلاگی زدم و حضور شما را در این کلبه ی حقیرانه خوش آمد میگویم و در خواست میکنم که هر مطلبی را که خوشتان آمد، نظر بگذارید و برای دیدن پاسخ بنده به نظرتان مجددا رجوع کنید...

حرف من اینه: من که قراره بمیرم، کاش یه طوری و یه جایی و یه زمانی بمیرم که در راه خدا و معصومین باشه... مثلا با شهادت از این دنیا برم، یا تو روضه ی ارباب بی کفنم جون بدم، یا وقت سحر برم... شایدم هر سه با هم...

این پست الکترونیک:
khakimahziyar@gmail.com

اینم شماره موبایلم:
09335766855 (فقط پیامک)

آی دی من در اینستاگرام:
mahziyar_khaki

* ارسال لینک وایمیل های تبلیغاتی، ممنوع!!!

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات