تبلیغات
یک طلبه ماهشهری!
یک طلبه ماهشهری!
وبلاگ شخصی مهزیار خاکی... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد فضای کلی وبلاگ «یک طلبه ماهشهری» چیه!!؟؟







لینک دوستان

ام المومنین، خدیجه کبری سلام الله علیها

در زمان جاهلیت، غالب مردم مکّه، مشغول تجارت بودند و عزت و شوکت از آن کسانی بود که ثروت بیشتری داشتند... خواست و اراده ی خداوند بر این بود که در آن زمان ثروتمند ترین فرد مکه، بانویی باشد که در جوانی دارای این ثروت و شوکت و عظمت بود... آری، او کسی نبود جز خدیجه ی کبری سلام الله علیها.

خدیجه آنقدر ثروت داشت که در تاریخ نوشته اند: «کان لها من الاموال و المواشی، شیء لا یحصی» یعنی عدد اموال و چهارپایان حضرت به حدی زیاد بود که قابل شمارش نبود... و باز نوشته اند:«لیس بمکه اکثر مالاً من خدیجه سلام الله علیها» یعنی در شهر مکه کسی از خدیجه ثروتمند تر نبود... و امثال این عبارات که زیاد است... ایشان با این ثروت و مکنت، پاکترین زن مکه بودند، که بهترین دلیل برای اثبات این سخن این است که اشرف خلق عالم، محمد مصطفی صلی اله علیه و آله وسلم، خواهان تجارت با مال التجاره ی او می شوند...

بانویی با این عظمت، در جواب خواستگاری بسیاری از سران قریش، بزرگان عرب و سلاطین وقت جواب رد داده بود. ولی با شنیدن آوازه ی جوان بنی هاشم و دیدن جمال و کمال وی، با تمام وجود شیفته ی او شد و خود را وقف او کرد... این بزرگوار تمام اموالش را تقدیم به ساحت پیامبر کرد و فرمود: «ان هذه جمیعها هدیه له و هی ملکه یتصرف فیها کیف یشاء.» تمامی این اموال هدیه است به او و تمامی آن ملک اوست که در آن هرگونه تصرفی می خواهد انجام دهد.کسی که تمام قله های مادی را فتح کرده و نیازی به احدی ندارد، بدون هیچ چشم داشتی تمام ثروت و اراده اش را به پای مردی به ظاهر فقیر می ریزد.

خدیجه سلام الله علیها بعد از ازدواج با پیامبر اکرم، سختی های زیادی را تحمل فرمودند. مخصوصا در شِعب ابی طالب که چهار سال در ریگستان شِعب با پیامبر ماند و سختی آن سالها را تحمل کرد تا پیامبر رسالتش را ادامه بدهد. همانطور که گفته اند: در زمان حیات پر نور حضرت خدیجه، هرگاه غم و ناراحتی بر حبیب خدا غلبه می کرد با نگاه به چهره ی صبور خدیجه، از غم و غصه رهایی یافته و  مسرور می شد! وسخت تر از آن فشار روحی بود که زنان مکه بر روی وارد می آوردند، او را ترک کردند، برای احوال پرسی او نمی رفتند، بلکه به او سلام هم نمی کردند. و ایشان چه زیبا بر این تنهایی صبر کردند و چه شباهت عجیبی داشتند با رکن دیگر اسلام یعنی امیر المومنین، علی بن ابی طالب علیهما السلام که ایشان نیز بعد از شهادت پیامبر تنها شدند تا جایی که بر حضرتش سلام هم نمی کردند و مردم را از ارتباط با وی منع می کردند.

وکلام آخر اینکه حضرت خدیجه در لحظات آخر عمر شریفشان، سه وصیت خدمت رسول خدا عرضه داشتند: وصیت اول اینکه مرا به خاطر کوتاهیم در ادای حقوقتان عفو کنید. وصیت دوم، سفارش فاطمه زهرا سلام الله علیها به پیامبر اکرم بود که بعد از من یتیم و غریب می شود و ...  اما وصیت سوم را از روی حیا به پیامبر نگفتند، بلکه به فاطمه فرمودند که به پیامبر بگوید: من از قبر در هراسم و از شما می خواهم آن ردایی را که هنگام نزول وحی به تن می کردید، کفن من قرار دهید.

زیبا تر از این، هنگامی بود که رسول خدا خواستند حضرت را در همان رداء مخصوص کفن کنند که جبرئیل نازل شد و از جانب خدا عرضه داشت: ای حبیب ما! خدیجه ای که تمام دارایی اش را در راه ما بذل کرد و بخشید، کفن او را ما عنایت می کنیم! آنگاه جبرئیل کفنی تقدیم کرد و عرضه داشت: ای رسول خدا! این کفن از بهشت است و خداوند آن را به حضرت خدیجه هدیه داده است. رسول خدا هم ابتدا رداء خویش را کفن حضرت قرار دادند و بعد کفنی را که جبرئیل آورده بود، روی آن قرار دادند. لذا حضرت خدیجه با دو کفن دفن شدند: کفنی از جانب خدا و کفنی از جانب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم...

ان شاء الله که بتوانیم این بزرگوار را الگوی خویش قرار دهیم و به وصیت حضرت درباره ی یگانه دخترش، فاطمه زهرا سلام الله علیها التفات ویژه داشته باشیم. و اینطور نباشد که مادر همه ی مومنین را با فراموشی هایمان، غریبتر و تنها تر کنیم! والسلام علیکم و رحمه الله... مهزیار بن علی، هشتم رمضان المبارک سنه ی 1432...

 




طبقه بندی: اهلبیت علیهم السلام،  دلنوشته، 
برچسب ها: دهم رمضان، ام المومنین، خدیجه کبری، پیامبر اکرم، فاطمه زهرا، مهزیار بن علی، ثروتمند ترین، وصیت، غربت، تنهایی، یتیم، غریب، خدیجه، ابو طالب، شعب،  
[ سه شنبه 18 مرداد 1390 ] [ 18:01 ] [ مهزیار خاکی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


طلبه هستم و طلبگی را راه سعادت میدانم که موجبات سعادت خود و سعادت خلق الله را فراهم می آورد، البته اگر فرصت را از دست ندهیم...

ایرانی، خوزستانی و ماهشهری هستم... و «حب الوطن» را «من الایمان» میدانم، چرا که حضرات معصومین علیهم السلام فرمودند...

چند سالی است که در مدینه ی فاضله ی قم، مشغول تحصیل هستم... و زندگی در قم را در آخر الزمان مفز از عذاب الهی میدانم... و البته رجوع به وطن را بعد از رسیده شدن لازم...

مدتهاست که وبلاگی زدم و حضور شما را در این کلبه ی حقیرانه خوش آمد میگویم و در خواست میکنم که هر مطلبی را که خوشتان آمد، نظر بگذارید و برای دیدن پاسخ بنده به نظرتان مجددا رجوع کنید...

حرف من اینه: من که قراره بمیرم، کاش یه طوری و یه جایی و یه زمانی بمیرم که در راه خدا و معصومین باشه... مثلا با شهادت از این دنیا برم، یا تو روضه ی ارباب بی کفنم جون بدم، یا وقت سحر برم... شایدم هر سه با هم...

این پست الکترونیک:
khakimahziyar@gmail.com

اینم شماره موبایلم:
09335766855 (فقط پیامک)

آی دی من در اینستاگرام:
mahziyar_khaki

* ارسال لینک وایمیل های تبلیغاتی، ممنوع!!!

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات