تبلیغات
یک طلبه ماهشهری!
یک طلبه ماهشهری!
وبلاگ شخصی مهزیار خاکی... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد فضای کلی وبلاگ «یک طلبه ماهشهری» چیه!!؟؟







لینک دوستان

رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ ص أَنَّهُ قَالَ‏ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى آدَمَ‏ فِی عِلْمِهِ وَ إِلَى نُوحٍ‏ فِی تَقْوَاهُ وَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ فِی حِلْمِهِ وَ إِلَى مُوسَى فِی هَیْبَتِهِ وَ إِلَى عِیسَى فِی عِبَادَتِهِ فَلْیَنْظُرْ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام‏


از نبى اكرم صلّى اللَّه علیه و اله روایت شده كه فرمودند:

هر كس میخواهد از نظر علمى به آدم نگاه كند و هر كس میخواهد از نظر پرهیزكارى به نوح نگاه كند و هر كس میخواهد ابراهیم را از نظر حلم و بردبارى ببیند و موسى را از نظر هیبت تماشا كند و عیسى را از حیث عبادت باید به على بن ابى طالب علیه السّلام نگاه كند كه تمام آن صفات وكمالات درعلى علیه السلام استوار است وپا برجا.

منبع: إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی) / ج‏2 / 217


آپلود


این روزا به شیعگی خودم افتخار میکنم که در تمام عالم مولایی به آقایی مولای من علی بن ابیطالب پیدا نمیشه... هر وقت خواستی شروع کنی به خوندن یا نوشتن و یا نقل کردن روایات فضائل مولا امیر المومنین علیه السلام اول از اون روایتی شروع کن که دو پست قبلی نوشتم! آدم وقتی این همه فضیلت رو میفهمه روحش به پرواز در میاد...

مدح علی و آل علی بر زبان ماست،

گویا زبان برای همین در دهان ماست

ولی خدا نکنه من و تویی که خدا منت سرمون گذاشته و افتخار شیعگی امیر المومنین رو در دو عالم بهمون داده، از دنیا بریم، در حالی که مولامون رو نشناخته باشیم و قدمی در راه علی وار زیستن برنداشته باشیم... علی زیبایی هر سرنوشت است، اگر الگو شود عالم بهشت است... حالا به شکرانه ی این نعمت ولایت به برادرای دینی خودت که میرسی باهاشون مصافحه و معانقه کن و ذکر لبت این باشه:

الحمد للّه الذی جعلنا من المتمسّكین‏ بولایة أمیر المؤمنین و الأئمة علیهم‏ السّلام




طبقه بندی: اهلبیت علیهم السلام،  علمی-روایی،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: علی زیبایی هر سرنوشت است، امیر المومنین، الحمدلله الذی جعلنا، عید غدیر خم، مدح علی و آل علی بر زبان ماست، به علی بنگر، فضائل مولا علی،  
[ شنبه 13 آبان 1391 ] [ 02:37 ] [ مهزیار خاکی ]

چند روز پیش بود که می خواستم از ماه رجب براتون بنویسم، آخه من ماه رجب رو خیلی دوست دارم... آدم توی ماه رجب یه جورایی احساس میکنه مهمون خداست... احساس می کنه که ماه رجب ماه خداست، ماه امیر المومنینه، ماه توبه و ماه بندگیه... ماه رجب رو با دعای «یا من ارجوه...» بعد از نمازهاش دوست دارم، که همون اوایل ماه به خاطر کوتاه بودن و روان بودن عبارتهاش حفظمون میشه و تا آخر ماه بعد از هر نمازی دست به محاسن میگیریم و میخونیم... با ذکر «استغفرالله و اسئله التوبه» هر روزش دوست دارم... با اذکار کوتاه و شیرینش دوست دارم که آدم با گفتنشون آرامش خاطر میگیره و فارغ از دنیا و ما فیها میشه... میگن ماه رجب ماه خصوصی هاست!! ای کاش ما هم به این جمع خصوصی راه داده بشیم...

آن سبب ماه رجب ماه خداست/که اندر آن میلاد شاه لافتی است.
شدرُخش ازکعبه ظاهر،عقل گفت:/چون که صدآمد نودهم پیش ماست.


اما حالا اومدم بگم: ای نگارم، هروله روی زمین را دوست دارم، من امیر المومنین را دوست دارم، تک یل ام البنین را دوست دارم... اومدم بگم رسیدیم به شیره ی ماه رجب، به حقیقت ماه رجب، به روز میلاد مولود کعبه، به روزی که دیوار خانه ی خدا شکافته شد و ولیِّ خدا، از خانه ی او ظهور کرد... اومدم به خدا بگم: ای خدا، همونطوری که برا مولامون علی، دیوار خونه ی خودتو شکافتی، یه روزنه ای از ماه خودت برا ما محبّای علی بشکاف تا از نور وجودت استفاده کنیم و آدم بشیم... آخه شنیدم: به ذره گر نظر لطف بوتراب کند، به آسمان رود و کار آفتاب کند... میشه یه نگاهی هم به ما کنی مولای من؟! درسته شیعه و پیرو تو نیستیم، ولی دوستت داریم آقا... دست ما رو بگیر...

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت/جز نور تو درعرصه ی آفاق نیافت.
هنگام نهادنِ قدم بر سر خاک  /  دیوار حرم به احترام تو شکافت.


رفیق من، نکنه ماه رجب بگذره و ما یه روز برا رضای خدا روزه نگرفته باشیم... نکنه ماه خدا تموم بشه و یه سحر به محضر خدا نرفته باشیم... نکنه عمرمون بگذره و دو رکعت نماز مقبول برا خدا نخونده باشیم... نکنه گناهامون قفل بزنه به دهنمون که این ماه عزیز تموم بشه و ما ذکر استغفار به زبون نیاریم... نکنه برسیم به آخر ماه در حالی که هنوز دعای «حرّم شیبتی علی النار» در حقمون به اجابت نرسیده باشه... نکنه روز قیامت وقتی ندا میاد «این الرجبیون؟» ما لال بشیم و نتونیم لبیک بگیم.... نکنه مولا امیر المومنین توی چهرمون نگاه کنه و بگه: فلانی، خوب شیعگی نکردی... خوب حق ولایت ما رو به جا نیوردی...


جوون! عاشق خدا شو، تا معشوق خلق گردی...

رابطتو با خدا خوب کن تا خدا رابطتو با خلق الله خوب کنه...

با خدا باش و پادشاهی کن...

*** *** ***
به خدا زبون من قاصره که از امام المتقین، ولی الله، مولا علی بن ابی طالب علیهما السلام بگم... ما کجا و فضائل مولا... علی علیه السلام را رسول خدا (صلی الله علیه و اله) می شناسد و بس... بنده ی عاصی فقط به دو بیت شعر اکتفا میکنم:

میلاد مرتضی اسدالله، حیدر است/جشن ولادت آن میر صفدر است.
زوجی برای فاطمه حق آفریده است/این زادروز همسرزهرای اطهراست.
یا علی مدد... حـــــیـــــدر...





طبقه بندی: عکس،  اهلبیت علیهم السلام،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: ماه رجب، مله خدا، ماه بندگی، ماه عبادت، توبه، استغفار، علی، رسول خدا، یا من ارجوه، استغفرالله و اسئله التوبه، خصوصی، امیر المومنین، شاه لافتی، کعبه، شکاف، نماز، هروله، حروله، دیوار، ذره، ابوتراب، نظر لطف، آفتاب، اهلبیت، شیعه، پیرو، مطیع، روزه، سحر، حرم شیبتی علی النار، این الرجبیون، لبیک، عاشق، معشوق، خلق، پادشاهی، امام المتقین، اسدالله، حیدر، مرتضی، همسر، زهرا، اطهر، میلاد، ولادت، شعر، پیامک، اس ام اس،  
[ یکشنبه 14 خرداد 1391 ] [ 18:10 ] [ مهزیار خاکی ]

علم رسمی سر بسر قیل است وقال   /   نی ازاو کیفیتی حاصل نه قال

علم نبود غیر علم عاشقی   /   مابقی تلبیس ابلیس شقی

زان نگردد بر تو هرگز کشف راز   /   گر بود شاگرد تو صد فخر راز

کل من لم یعشق الوجه الحسن   /   قرّب الرحل الیه و الرّسن

یعنی آن کس را نباشد مهر یار   /   بهر او پالان و افساری بیار

هر که نبود مبتلایی ماه رو   /   اسم او از لوح انسانی بشو

سینه ی خالی زمهر گلرخان   /   کهنه انبانی بود پر استخوان

چند و چند از حکمت یونانیان   /   حکمت ایمانیان را هم بدان

صرف شد عمرت به بحث نحو و صرف   /   از اصول عشق هم خوان یک دو حرف

*** *** ***
با دف و نی، دوش آن مرد عرب   /   وه چه خوش می گفت از روی طرب

ایها القوم الذی فی المدرسه   /   کل ما حصلتموها وسوسه

فکرکم إن کان فی غیر الحبیب   /   مالکم فی النشأه الاخری نصیب

فاغسلوا یا قوم عن لوح الفواد   /   کل علم لیس ینجی فی المعاد

ساقیا یک جرعه از روی کرم   /   بر بهایی ریز از جام قدم

تا کند شق پرده ی پندار را   /   هم بچشم یار بیند یار را

(دیوان شیخ بهایی)
به نقل از کتاب راه و رسم طلبگی، دفتر ششم، ص22




طبقه بندی: شعر، 
برچسب ها: شعر، شیخ بهایی، طلبه، صرف، نحو، حوزه، درس، بحث، مدرسه، وسوسه، شیطان، ابلیس، دیوان، قیل، قال، عاشقی، فخر رازی، افسار، پالان، حکمت، یونان، یونانیان، حبیب، ساقیا، راه و رسم طلبگی، عالم زاده نوری،  
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ] [ 12:28 ] [ مهزیار خاکی ]

درد سر، بین گذر، چند نفر، یک مادر
/  شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهرِ پدرت میگذری  /  امنیت نیست از این کوچه سریع تر بگُذر
دیشب از داغ شما فال گرفتم آمد:  /  دوش می آمد و رخساره ... نگویم بهتر
من به هرکوچه ی خاکی که قدم بگذارم  /  نا خودآگاه به یاد تو می افتم مادر
چه شده قافیه ها باز به جوش آمده اند  /  دم در، فضه خبر، مادر و در، محسن پر...


السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ نَبِیِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ حَبِیبِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَلِیلِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ صَفِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِینِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ خَیْرِ الْبَرِیَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا زَوْجَةَ وَلِیِّ اللَّهِ وَ خَیْرِ خَلْقِهِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمَّ الْمُؤْمِنِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصَّادِقَةُ الرَّشِیدَةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّکِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَةُ السَّلَامُ‏ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَعْصُومَةُ الْمَظْلُومَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الطَّاهِرَةُ الْمُطَهَّرَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَغْصُوبَةُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْغَرَّاءُ الزَّهْرَاءُ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّد

********************************************

به فدای نامهایت یا فاطمه...آنقدر میگویم: دختر رسول خدا؛ تا همگان بدانند، آن مدافع علی علیه السلام که بین در و دیوار ماند و محسن شش ماه اش سقط  شد و... همان دختر پیامبرمان بود که حضرتش می فرمود: فاطمه پاره ی تن من است... هر که او را بیازارد، مرا آزرده است...

یا زهرا، شنیده ایم بعد از آنانی که ابوبکر کاغذی نوشت که فدک از آن فاطمه است و تو گرفتی و راهی خانه شدی، عُمر در کوچه ی بنی هاشم راه را بر تو بست و چنان سیلی به صورتت زد که گوشواره ات شکست!!!

می گویند مادر خانواده هر کاری کند،بچه ها یادمیگیرند،مثلا اگر شهید شود!
می گویند مادر دو بخش دارد، «ما» هرچه می کشیم از «در» است...






طبقه بندی: علمی-روایی،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: فاطمه، سلام، زیاتنامه، در و دیوار، محسن شش ماهه، شهادت، شهیده،  
[ سه شنبه 22 فروردین 1391 ] [ 18:46 ] [ مهزیار خاکی ]

عید نوروز مبارک به غنى و درویش  /  یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا

گرمرا ره به در پیر خرابات دهى  /  به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا

(قسمتی از شعر حضرت امام خمینی در مورد نوروز)


سلام... اومدم با چند روز تاخیر نوروز رو بهتون تبریک بگم... همون نوروزی که حضرت در وصف آن فرمود:  در این روز پروردگار از بندگان پیمان گرفته است او را عبادت کنند و به او شرک نورزند و به فرستگانش ایمان بیاورند... همانی که ایرانیان آن را حفظ و عربها ضایعش کردند... همانی که معصومین علیهم السلام فرمودند: نوروز از روزهای ماست...

نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمودند: هر روز ما نوروز است... و باز فرمودند: ما مِن یَومِ نَیروزٍ إلاّ و نَحنُ نَتَوقَّعُ فِیهِ الفَرَجَ لأِنَّهُ مِن أیّامِنا و أیّامِ شِیعَتِنا/  هیچ نوروزی ‏نیست مگر آن‏كه ما در آن روز منتظر فرج (ظهور امام زمان) هستیم ؛ چرا كه نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است.

در بین ما ایرانیان چه روزی بیشتر از نوروز صله رحم می شود و دید و بازدید صورت میگیرد!؟
چه قهر هایی که در این ایام به آشتی تبدیل می شود و من خود شاهد آن بوده ام!
و چه زیبا سنت های اسلامی و ایرانی ما زنده می شود!
همان سنت هایی که اگر نبود چنین مناسبت هایی، شاید از میان ما رخت بر می بست...

و البته اگر کمی محاسبه کنی میبینی به تاریخ شمسی، نوروز همان روزی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم، ید الله را در غدیر خم بالا برد و فرمود:

من کنت مولاه فعلی مولاه...





طبقه بندی: علمی-روایی،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: نوروز، روایات، احادیث، تایید، ردع، تبریک، عید، هدیه، شعر، امام خمینی، غدیر خم، من کنت مولاه، فعلی مولاه، تاریخ شمسی، قمری، محاسبه،  
دنبالک ها: پیک نوروزی، نوروز در کلام امام صادق علیه السلام، عید نوروز در کلام معصومین،  
[ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 12:37 ] [ مهزیار خاکی ]

رهبرم قاطع سخن گفت و دلم را شاد کرد/
در نماز جمعه چون
جدش علی فریاد کرد/
با تــوکـل بر عـنـایتــها و الـطاف
خـــدا/
قــاطـعانه لـرزه بر اردوگــه بیداد کــرد/
سرفـرازم از خـروش و اقـتدار
رهبــرم/
قدرت پوشالی
دشــمن هـمه بر باد کرد...

*****************************

* حكام بحرین ادعا كردند كه ایران در قضایاى بحرین دخالت میكند. این دروغ است. نه، ما دخالت نمیكنیم. ما آنجائى كه دخالت كنیم، صریح میگوئیم. ما در قضایاى ضدیت با اسرائیل دخالت كردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزى جنگ سى و سه روزه و پیروزى جنگ بیست و دو روزه بود. بعد از این هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژیم صهیونیستى مبارزه كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستیم و كمكش میكنیم و هیچ ابائى هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است. اما اینكه حالا حاكم جزیره‌ى بحرین بیاید بگوید ایران در قضایاى بحرین دخالت میكند، نه، این حرف درستى نیست؛ حرف خلاف واقعى است. ما اگر در بحرین دخالت میكردیم، اوضاع در بحرین جور دیگرى میشد!

* یك جمله هم راجع به این تهدیدهاى آمریكا عرض بكنیم. مرتباً تهدید میكنند؛ تهدید به این زبان: همه‌ى گزینه‌ها روى میز است! یعنى حتّى گزینه‌ى جنگ. این، تهدید به جنگ است با این زبان. خب، این تهدید به جنگ، به ضرر آمریكاست؛ خود جنگ، ده برابر به ضرر آمریكاست... البته آنها و دیگران بدانند - میدانند هم - كه ما هم در برابر تهدید به جنگ و تهدید به تحریم نفتى، تهدیدهائى داریم كه در وقت خودش، آن وقتى كه لازم باشد، ان‌شاءاللَّه اعمال خواهد شد.

* در قضایاى داخلى هم - كه آمریكائى‌ها سعى میكنند این را پنهان كنند - آمریكا دچار ضعف است. نمی خواهند اقرار كنند كه دچار ضعفند. اوباما در سخنرانى چند روز پیش در كنگره، كمترین اشاره‌اى به این نكرد كه ملت آمریكا بیش از چهار ماه است كه توى خیابانهایند! توى این هواى سرد، در سرتاسر آمریكا، در ایالتهاى مختلف، این همه مردم بیایند توى خیابانها بایستند، در مقابل فشار پلیس و ضربه‌هاى سخت پلیس ایستادگى كنند، این قابل اشاره كردن نبود؟! اصلاً اشاره‌اى نكردند. میخواهند پنهان كنند. این هم حقوق بشرشان است. اروپا هم همین جور است. اروپا هم دچار ضعف است. غیر از مسائل اقتصادى و مالى و پولى - كه اینها ضعفهاى عجیبى است و مردم را خشمگین كرده است - از لحاظ سیاسى هم اروپا امروز دچار ضعف است

*****************************

رهبر ایران می تواند نقشه های را که بهترین ذهنها، با صرف بیشترین بودجه ها، در زمانی بسیار طولانی کشیده و مجریانی ماهر اجرای آن را به عهده گرفته اند، با یک سحنرانی یک ساعته خنثی کند. (کاندولیزا رایس - وزیر سابق امور خارجه امریکا)

متن کامل خطبه های امام خامنه ای در نماز جمعه 14 بهمن

*****************************

یه نکته: مطلب قبلی که در رابطه با 9 ربیع الاول بود، پارسال نوشته بودم و امسال چند روزی به عنوان پست اول قرارش دادم. کسانی که قصد خوندن مطلب یا جواب نظراتشون رو دارند، می تونن اینجا رو کلیک کنند تا به پست 9 ربیع هدایت بشوند!! یا علی...




طبقه بندی: بیانیه،  شعر،  رهبری و علماء، 
برچسب ها: خطبه، نماز جمعه، زهبری، رهبری، امام خامنه ای، بحرین، تهدید، امریکا، ضعف، علی، سید علی، خامنه ای،  
دنبالک ها: خامنه ای. آی آر،  
[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 01:44 ] [ مهزیار خاکی ]

سلام... دلم نیمد برای شب قدر مطلب نذارم... شب قدر که بهونست... ما به عشق مولا علی این شبها رو احیا میگیریم... صبح امروز مصادف با روزی بود که فرق سر آقا و مولای ما رو توی محراب مسجد کوفه شکافتند... محراب مسجد کوفه می دونید کجاست؟؟ همون جایی که مختار توی قسمت آخر خودشو کشوند تا برسونه به محراب شهادت مولایش علی... ای کاش ما هم کمی مثل مختار بودیم... او عاشق علی بود و زندگیش را مثل علی کرده بود...

امشب این دل یاد مولا می کند/ لیله القدر است و احیا می کند/

بشنوید ای گوش دلها بی صدا/ نغمه ی فزت و رب الکعبه را...

من که صدای مولام رو نشنیدم... اما چه دلهای عاشقی که شنیدند امروز صبح، علی در نماز و در اوج غربت ندا سر داد: به خدای کعبه رستگار شدم... تا این قوم سنگ دل بدانند علی هم نماز می خواند... علی هم به دین پسر عمش رسول خداست... راستی چه شد که مسلمانان این همه به علی ستم کردند و او را غریب ساختند؟؟ چه شد که وقتی خبر شهادت علی در محراب به گوش مردم رسید گفتند: مگر علی نماز می خواند؟؟ چه شد که با وجود این همه لطفی که علی در حق کوفیان کرده بود باز به کاروان اسرای کربلا رحم نکردند و آنها را سنگ باران کردند؟؟ و چه می شود که عده ای این همه به امامان خامنه ای جسارت می کنند و به او تهمت می زنند... حقا که کوفیان مشت بودند نمونه ی خروار... چرا که در تمام تاریخ حکام عادل مورد جفای مردم زمانه قرار می گیرند...

شب قدر است و من قدری ندارم... چه سازم توشه ی قبری ندارم... مبادا لیله القدرم سر آید... گنه بر ناله ام افزون تر آید...مبادا ماه من پایان پذیرد... ولی این بنده ات سامان نگیرد...

می دانم قدری ندارم ولی به قدر مولا علی ما را به درگاهت بپذیر... همان علی که زاهد شب زنده دار بود، همان علی که به طرق آسمان آشنا تر بود تا طرق زمین...  من که غیر تو کسی رو ندارم... تویی همه دار و ندارم... شنیدم اگر کسی در ماه مبارک رمضان بخشیده نشود تا سال آینده بخشیده نمیشود مگر در عرفه حاضر گردد... خدای من برای من رقم بزن که عرفه کربلا باشم... دلم برای حسینت تنگ شده است...کربلا... کربلا... کربلا...شب قدر که می شود همه به درگاه خدا می آیند... پیر و جوان، کوچک و بزرگ، همه و همه به درگاه تو پناه می آورند... تو چقدر خوشحالی که بندگانت یا رب می گویند... ولی ما چقدر غافلیم که جواب تو را نمی شنویم که می گویی جانم... بیشتر از این اطاله ی کلام می شود... ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید... اللهم عجل لولیک الفرج... یا علی...




طبقه بندی: اهلبیت علیهم السلام،  دلنوشته،  شعر، 
برچسب ها: مولا علی، مسجد ک.فه، مختار، فرق سر، شهادت، شب قدر،  
[ شنبه 29 مرداد 1390 ] [ 21:26 ] [ مهزیار خاکی ]

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
عـطـر نــفـس بــقیه الله آمــد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد...

***********************************

سلام بر حسین و عباس و سجاد... که آسمان را زینت بخشیده اند برای قدومتان و فرشتگان به یکدیگر تهیت میگویند و تبریک، که حسین علی متولد شد... همانطور که ابن عباس از پیامبر گرامی نقل می کند: «وقتی امام حسین علیه السلام به‌دنیا آمد، خداوند در عالم ملکوت به فرشته خازن و عهده دار آتش جهنم ، وحی کرد که به خاطر مولودی که به پیامبرش عطا کرده است، آتش جهنم را بر اهلش خاموش کند و به رضوان، نگهبان بهشت وحی کرد که بهشت را بیاراید و آن را خوشبو گرداند و به حورالعین وحی فرمود که خود را بیارایند و به دیدار یکدیگر بروند و به ملائکه وحی فرمود که در صفوفی بایستند و به تسبیح و تحمید و تمجید و تکبیر بپردازند.» چه زیباست روز ولادتت حسین که عالم را صفا بخشیدی...

***********************************

و اما عباس! تو را علمدار سپاه حسین نهادند زیرا که غیر تو کسی شایسته ی علمداری حسین نبود... زیرا که پدرت علی سفارش کرده بود که تو و حسین تا آخر با هم باشید... زیرا که به واقع نشان دادی و روی حسین را سفید کردی با علمداریت... زمانی که آن ملعون علمت را دید، در حیرت ماند که این علم را کدام دلیر مرد نگه داشته؟؟!! آخر جای جای علم مملو از تیر بود، جز جای دست تو که تا پای جان در نگه داشتن علم ولایت ایستادی و به راستی بصیرت را باید از تو آموخت که تا چه حد مطیع امام زمانت بودی... می دانم برای یک جنگاور دلیر عرب سخت است که به میدان برود ولی شمشیر نکشد و نجنگد با خصم!!! تو فقط به میدان رفتی که برای طفلان آب بیاوری زیرا که حسین به تو امر کرده بود فقط آب بیاور و بیا... از این روست که تو را سقا نام نهادند... و حتما کیسان ایرانی به تو اقتدا کرده است که این چنین مطیع بود و پیاده به میدان جنگ رفت... یا ابو فاضل! برای علمدار سپاه مهدی فاطمه، اماممان خامنه ای دعا کن که علم را به دست صاحب اصلیش برساند...چقدر کارش در حفظ تلاطم این نظام سخت است...اما میدانیم که او از نسل شما بنی هاشم است و در علمداری توانا...

***********************************

مردی می آید که دستانش بوی کرامت، پیشانی اش بوی بندگی و گام هایش، ندای ایستادگی سر می دهد.بهار به حیرت می ایستد، باد سجده می کند و خورشید، شکرانه می دهد. او زین العابدین، سید الساجدین، صاحب صحیفه ی سجادیه با مزامین عالیش و فرزند خون خداست... یا امام سجاد! تو پسر حضرت شهربانو، دختر پادشاه ایران هستی و ما به خود می بالیم که تو منتسب به ایرانی و زینت تاریخ مملکتمان هستی... تو کربلایی هستی اما حالا کربلایی نشده ای، بلکه سال 61 هجری در کربلا بودی، آن زمان که پدرت حسین را سر بریدند و اهلبیتش را به اسارت بردند کربلایی شدی، نه حالا که کربلا به برکت خون پدرت شده است بهشت روی زمین... و هر که به آنجا می رود مورد عنایت شماست...

***********************************

 




طبقه بندی: اهلبیت علیهم السلام،  شعر،  دلنوشته، 
برچسب ها: امام حسین، امام عباس، امام سجاد، سید الساجدین، زین العابدین، خون خدا، علمدار حسین، ساقی العطاشا، ساقی، قمر بنی هاشم، عباس بن علی، سید علی خامنه ای، امام خامنه ای، شهربانو، یزدگرد سوم، پادشاه ایران،  
[ سه شنبه 14 تیر 1390 ] [ 12:22 ] [ مهزیار خاکی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


طلبه هستم و طلبگی را راه سعادت میدانم که موجبات سعادت خود و سعادت خلق الله را فراهم می آورد، البته اگر فرصت را از دست ندهیم...

ایرانی، خوزستانی و ماهشهری هستم... و «حب الوطن» را «من الایمان» میدانم، چرا که حضرات معصومین علیهم السلام فرمودند...

چند سالی است که در مدینه ی فاضله ی قم، مشغول تحصیل هستم... و زندگی در قم را در آخر الزمان مفز از عذاب الهی میدانم... و البته رجوع به وطن را بعد از رسیده شدن لازم...

مدتهاست که وبلاگی زدم و حضور شما را در این کلبه ی حقیرانه خوش آمد میگویم و در خواست میکنم که هر مطلبی را که خوشتان آمد، نظر بگذارید و برای دیدن پاسخ بنده به نظرتان مجددا رجوع کنید...

حرف من اینه: من که قراره بمیرم، کاش یه طوری و یه جایی و یه زمانی بمیرم که در راه خدا و معصومین باشه... مثلا با شهادت از این دنیا برم، یا تو روضه ی ارباب بی کفنم جون بدم، یا وقت سحر برم... شایدم هر سه با هم...

این پست الکترونیک:
khakimahziyar@gmail.com

اینم شماره موبایلم:
09335766855 (فقط پیامک)

آی دی من در اینستاگرام:
mahziyar_khaki

* ارسال لینک وایمیل های تبلیغاتی، ممنوع!!!

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات