یک طلبه ماهشهری! طلبه هستم و طلبگی را راه سعادت میدانم که موجبات سعادت خود و سعادت خلق الله را فراهم می آورد، البته اگر فرصت را از دست ندهیم... ایرانی، خوزستانی و ماهشهری هستم... و «حب الوطن» را «من الایمان» میدانم، چرا که حضرات معصومین علیهم السلام فرمودند... چند سالی است که در مدینه ی فاضله ی قم، مشغول تحصیل هستم... و زندگی در قم را در آخر الزمان مفز از عذاب الهی میدانم... و البته رجوع به وطن را بعد از رسیده شدن لازم... مدتهاست که وبلاگی زدم و حضور شما را در این کلبه ی حقیرانه خوش آمد میگویم و در خواست میکنم که هر مطلبی را که خوشتان آمد، نظر بگذارید و برای دیدن پاسخ بنده به نظرتان مجددا رجوع کنید... حرف من اینه: من که قراره بمیرم، کاش یه طوری و یه جایی و یه زمانی بمیرم که در راه خدا و معصومین باشه... مثلا با شهادت از این دنیا برم، یا تو روضه ی ارباب بی کفنم جون بدم، یا وقت سحر برم... شایدم هر سه با هم... این پست الکترونیک: khakimahziyar@gmail.com اینم شماره موبایلم: 09335766855 (فقط پیامک) آی دی من در اینستاگرام: mahziyar_khaki * ارسال لینک وایمیل های تبلیغاتی، ممنوع!!! http://1talabe.mihanblog.com 2017-09-21T06:15:16+01:00 text/html 2013-06-29T08:17:46+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی زمین زراعی ام را عوض کرده ام... http://1talabe.mihanblog.com/post/212 <div style="text-align: center;"><font size="4">این وبلاگ را کم کم میخواهم موزه اش بکنم.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="4">سه سال است که اینجا کشت کرده ام و آباد شده است.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="4">دانه ای از اینجا برداشتم و بردم به&nbsp;<a href="http://blog.ir/" target="_blank" title="رسانه متخصصان و اهل قلم">رسانه متخصصان و اهل قلم</a></font></div><div style="text-align: center;"><font size="4">آنجا کاشتم تا وبلاگ «یک طلبه ماهشهری» جان تازه بگیرد.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="4">متاسفانه دامین های من توسط دیگران خریداری شد و من دیگه نتونستم دامین 1talabe.ir رو داشته باشم. در عوض مدت زیادی ست که در فضاهای مجازی دیگه در حال فعالیت هستم. دوستانی که لطف می کردن و به این وبلاگ سر میزدن،میتونن مطالب و پست های بنده رو از این آدرس ها دنبال کنند:</font></div><div style="text-align: center;"><font size="4">آی دی من در اینستاگرام: &nbsp; mahziyar_khaki</font></div><div style="text-align: center;"><font size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="4">آیدی من در تلگرام: &nbsp; &nbsp;</font></div><div style="text-align: center;"><a href="https://telegram.me/mahziyar_khaki" target="_blank" title=""><div><font size="4">https://telegram.me/mahziyar_khaki</font></div><div></div></a></div><div style="text-align: center;"><font size="4"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="4">کانال من در تلگرام:&nbsp;</font></div><div style="text-align: center;"><a href="https://telegram.me/mahziyarkhaki" target="_blank" title=""><div><font size="4">https://telegram.me/mahziyarkhaki</font></div></a><div><a href="https://telegram.me/mahziyarkhaki" target="_blank" title=""></a><div><a href="https://telegram.me/mahziyarkhaki" target="_blank" title=""></a><a href="http://1talabe.ir/" target="_blank" title="یک طلبه"><div></div></a></div><div></div></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;پایان پست ها/ نوشته شده توسط مهزیار خاکی</div><div style="text-align: center;"><br></div><div><br></div><a href="http://1talabe.blog.ir/" target="_blank" title="یک طلبه"><div></div></a></div> text/html 2013-06-25T02:38:40+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی دیوار بچه حزب اللهی ها کوتاه تر از همه... http://1talabe.mihanblog.com/post/211 <div style="text-align: center;"><span style="color: rgb(102, 51, 102);">این روزها که خدا به مردم کشور ما عنایت ویژه کرده و روز به روز به شادی هامون اضافه میشه از </span><b style="color: rgb(102, 51, 102);">حماسه سیاسی</b><span style="color: rgb(102, 51, 102);"> گرفته تا</span><b style="color: rgb(102, 51, 102);"> پیروزی تیم ملی</b><span style="color: rgb(102, 51, 102);"> و علاوه بر اینها </span><b style="color: rgb(102, 51, 102);">اعیاد شعبانیه</b><span style="color: rgb(102, 51, 102);"> و جشن و سرور شیعیان، مثل همیشه </span><b style="color: rgb(102, 51, 102);">دیوار بچه حزب اللهی ها کوتاه تر از همه</b><span style="color: rgb(102, 51, 102);"> و حرف خورشون بیشتر از همه است... فارغ از پیروزی های جانبی و عارضی، مردم ما این روز ها شادند که هر روز میلاد یک امام است و باید </span><b style="color: rgb(102, 51, 102);">جشن تولد</b><span style="color: rgb(102, 51, 102);">ی بگیرند در شأن آن امام بزرگوار... شکر خدا در سراسر ایران رسم است که در این اعیاد نورانی، از مردم با شیرینی و شربت پذیرایی میکنند. اما کوتاهی دیوار ما آنجا معلوم میشود که عده ای همه چیز را رها میکنند و کمر به </span><b style="color: rgb(102, 51, 102);">نقادی</b><span style="color: rgb(102, 51, 102);"> این بچه حزب اللهی ها می بندند... که چرا در گنجه بازه؟؟ چرا دومنت درازه؟؟ کو تخم مرغ تازه؟؟ و هزار ایراد فضایی دیگر از کارهای ما مثلا همین </span><b style="color: rgb(102, 51, 102);">شیرینی و شربت</b><span style="color: rgb(102, 51, 102);"> دادن به مردم!!</span></div> <div style="text-align: center;"><font color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366">طرف میگه: این کار شما باعث <b>راه بندون میشه و حق الناس</b>... من موندم وقتی به <b>بهونه ی پیروزی در انتخابات</b>، یه عده از خدا بی خبر میریزن تو خیابونا و ترافیک درست میکنن ، راه رو بند میارن ، بزن برقص راه میندازن و بـــوق و بـــوق و بـــوق، <b>حق الناس نیست و همه راضی</b> هستن! وقتی این جوونای عزیز و پر شور بعد از <b>پیروزی تیم ملی ایران</b> به خیابون ها میان و همون بساط بوجود میاد، <b>حق الناس نیست و شما هیچ اعتراضی نمی کنید!</b> فقط وقتی چهار تا بچه مذهبی با عشق به امام زمان پول روی هم میذارن، با دستای خودشون شربت درست میکنن، با هزار امید بین خلق الله تقسیم میکنن و تمام سعی و تلاششون اینه که <b>حسن خلق</b> داشته باشن، عید رو به همه<b> تبریک</b> بگن، کسی رو از خودشون <b>ناراحت نکنن</b>، ماشین ها رو سریع رد کنن که <b>ترافیک بوجود نیاد</b>، این کارشون میشه حق الناس و بهترین سوژه که شما بگیری و این بندگان خدا رو اذیت کنی!!؟؟</font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366">که صد البته من نمیگم هر کار اشتباهی که دیگران انجام دادن ما هم باید انجام بدیم چون خود ما هم <b>با ترافیک و راه بندون و خدایی نکرده اذیت شدن دیگران مخالفیم</b> و خدا میدونه که تمام سعی رفقای ما در تمام ایران اینه که این برنامه ها <b>به بهترین نحو برگزار بشه</b> و هیچ مشکلی بوجود نیاد. که الحمد الله در ایستگاهی که خودم حضور داشتم به دلیل خلوت بودن منطقه حتی یک مورد راه بندون نبود. و نباید همه رو با یه چوب زد! ولی حرف اینجاست که بعضی از کسایی که به این برنامه ها ایراد میگیرن همون کسانی هستند که چند روز قبل از این اون برنامه هایی که عرض کردم رو توی خیابون به راه انداخته بودن.</font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366">البته این افرادی که به این چیزا گیر میدن <b>قابل شمارش نیستند!</b>&nbsp;چرا که غالب مردن از مذهبی معتقد گرفته تا کسایی که اصلا به مسائل دینی اعتقاد ندارن، با خوشحالی از این کار استقبال میکنن و با جون و دل هرچی که بتونن کمک میرسونن به این بچه های <b>ایــــستگاه صلواتی...</b></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366">مگه این نیست که راه اندازی ایستگاه های صلواتی، موجب <b>تعظیم و گرامی داشت شعائر الله</b> میشه و خداوند در قرآن کریم میفرماید: <b>«مَنْ یعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»</b> که اعیاد شعبانیه و خصوصا میلاد آقا و مولامون امام زمان از <b>مهمترین شعائر الهی</b> است... مگه این نیست که پذیرایی از خلق الله (البته با رعایت تمام شرایط) به اسم امام زمان (روحی فداه) و حتی به نیت وجود مقدس آن حضرت، <b>موجب رضایت و شادی قلب نازنین آقامون</b> میشه!؟ و مگه نمیبینید این همه جوون پر شور و با نشاط دور هم جمع میشن و با انجام این کارها <b>عشق و ایمانشون به امام زمان</b> بیشتر میشه!؟ این هایی که عرض کردم و خیلی برکات دیگه در&nbsp;<b>ایــــستگاه صلواتی </b>وجود داره...</font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366">طی عملیات ساخت ضریح مطهر امام حسین در قم، یه عده میگفتند: به جای <b>هزینه کردنِ این همه پول و طلا</b> برای ساخت ضریح بروید و به <b>فقرا</b> کمک کنید! غافل از اینکه این پول ها و طلاها رو همین فقراء جمع کرده بودند &nbsp;برای ساخت ضریح... حالا داستان ما هم همینه که یه عده ایراد میگیرن که <b>چه لزومی داره</b> این همه خرج کنید برای دادن شربت و شیرینی به مردمی که اگه این شربت رو نخوردن هیچ مسآله ای بوجود نمیاد. و به جای این هزینه ها به فقراء کمک کنید. و این ها هم غافلند که <b>پول این شربت و شیرینی ها رو هم همین فقرایی که شما دارید براشون دلسوزی میکنید دادن</b> تا جشن میلاد آقاشون باشکوه بیشتری برگزار بشه!</font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366">و خیلی ایراد ها و اشکال های دیگه ای که به <b>کوتاه بودن دیوار حزب اللهی ها</b> بر می گرده... البته بعد از گفتن همه ی این حرف ها اینم بگم که اگه قراره خدمتی به امام زمان انجام بشه و ایستگاه صلواتی راه بندازیم. <b>باید جوانب کار رعایت بشه</b>. تا باعث بدنامی نباشیم. و در عین حال <b>جلوی حرف های یه عده رو هیچوقت نمیشه گرفت...&nbsp;</b>به امید <b>جشن پیروزی شیعیان جهان و ظهور مولایمان،صاحب الزمان...</b> یا علی</font></div><div style="text-align: center;"><font color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://upload7.ir/images/94453257568882237313.jpg"></div> text/html 2013-06-19T22:03:32+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی پرونده انتخابات 92 هم بسته شد... http://1talabe.mihanblog.com/post/210 <font size="2" color="#006600">هفته پیش تا همین روزها بود که ما <b>مباحثه</b> داشتیم و <b>مشاجره</b> که<b> اصلح</b> کیست و به چه کسی رای دهیم... در میانمان اختلاف نظر زیاد پیدا می شد... عده ای <b>قالیباف</b>ی بودند و عده ای هوادار <b>جلیلی</b> بعضی هم از برتری <b>ولایتی</b> حرف می زدند و در این میان یکی می گفت به <b>غرضی</b> رأی میدهم. <b>رضایی</b> هم که برای خودش در خوزستان ما طرفداران زیادی داشت. شبهای آخر بود که با انصراف <b>عارف</b>، عده ای که مردد بودند، دستبند بنفش بستند و در حمایت از <b>روحانی</b> به میدان آمدند... ولی اگر از من بپرسی مرد اخلاق انتخابات 92 از میان این همه مدعی اخلاق مداری که بود؟ می گویم <b>حداد عادل</b> که با عدالتش فقط از حق دم می زد...</font><div><font size="2" color="#006600"><br></font></div><div><font size="2" color="#006600">کسی به مخیله اش هم نمی رسید که انتخابات در <b>دور اول</b> آن هم با برتری <b>روحانی</b> خاتمه پیدا کند و نامه اش پیچیده شود... ولی <b>خاتمی 76</b> و <b>احمدی نژاد 84</b> به ما یاد دادند که در آراء مردم خلاف قاعده و انتظار پیش می آید... شام انتخابات به یاد توصیه شیخ مهدی تا صبح بیدار بودیم که مبادا خوابمان ببرد و آرائمان پر بکشد. هنوز که هنوز است گیج میزنم که چطور خلاف معادلات همه و همه حتی <b>بی بی سی</b> و <b>صدای امریکا،</b>&nbsp;انتخابات این طور تمام شد...</font></div><div><font size="2" color="#006600"><br></font></div><div><font size="2" color="#006600">هر چه بود <b>رقابت</b> بود و حال به فرموده ی آقایمان باید جایش را به<b> رفاقت و همکاری</b> بدهد. لذا همه ی ما خوشحالیم و مثل رهبرمان به رئیس جمهور منتخب <b>جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ حسن روحانی</b> تبریک میگوییم و برایش آرزوی موفقیت و توفیق روزافزون داریم. و علاوه بر این خوشحالیم که این انتخابات خیلی عبرتهای زیبایی برای همه &nbsp;ی ملت داشت. <b>عبرت</b> بود برای آنهایی که در <b>امتحان 88</b> مردود شدند و &nbsp;به <b>نماد قانون شکنی</b> مبدل گشتند... همانهایی که شادی مردم را در آن روزها به عزا تبدیل کردند و... و <b>عبرت</b> بود برای <b>اصول گرا ها</b> که اتحاد را فراموش کردند و به خود می بالیدند... و<b> عبرت</b> شد برای جهان که ایران اسلامی آنچه شما فکر می کنید نیست.</font></div><div><br></div><div><img hspace="0" border="3" align="absmiddle" vspace="4" src="http://upload7.ir/images/81134792273020263712.jpg" alt=""></div> text/html 2013-06-12T08:28:36+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی نوشته ای از قطعه 26 و البته نسبتا موافق نظر اینجانب... http://1talabe.mihanblog.com/post/208 <p style="border: 0px; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; vertical-align: baseline; font-family: Tahoma, Georgia, 'Bitstream Charter', serif; line-height: 15.59375px; text-align: center;"><span style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(255, 0, 0); background-color: rgb(204, 204, 255);"><b><font size="3">چرا می خواهم به&nbsp;<span style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(0, 0, 255);">«</span>حاج محمدباقر قالیباف<span style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(0, 0, 255);">»</span>&nbsp;رای بدهم؟!</font></b></span></p><p style="border: 0px; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; vertical-align: baseline; font-family: Tahoma, Georgia, 'Bitstream Charter', serif; font-size: 12px; line-height: 15.59375px; text-align: justify;"><font color="#000066" style="background-color: rgb(204, 204, 255);"><span style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;"><em style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">&nbsp;</em></span><em style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">شورای نگهبان، صلاحیت ۸ نامزد را برای انتخابات ریاست جمهوری احراز کرده است. از میان این ۸ نفر، به زعم من، آقای قالیباف، اصلح از دیگران است. شرع و عقل و بصیرت و ولایت و مقاومت و سابقه جبهه و جنگ و فتن مختلف و تعهد و تخصص و ساده زیستی و مردمی بودن و پیشرفت و عدالت و اقتصاد و مدیریت و کارآمدی و همت جهادی و برنامه مدون و کارنامه و نظرسنجی و کار، کار، کار را گذاشتم جلو، و دیدم که نمره ساکن خیابان بهشت، در مجموع و به شکل میانگین، بهتر از آن ۷ تای دیگر است. قبل از شرح دلایل، به نکاتی اشاره می کنم.</em><em style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;"></em><span style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;"><em style="border: 0px; margin: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">&nbsp;&nbsp;</em></span></font></p><p style="text-align: center; border: 0px; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; vertical-align: baseline; font-family: Tahoma, Georgia, 'Bitstream Charter', serif; font-size: 12px; line-height: 15.59375px;"><font color="#000066"><b style="background-color: rgb(204, 204, 255);">(یه نکته وسط مطلب اشاره کنم، که به دلیل طولانی بودن پست و گذشتن زمان انتخابات بقیه مطلب رو فرستادم توی بخش ادامه مطلب که اگر تمایل داشتید، تشریف ببرید و بخونید...)</b></font></p> text/html 2013-06-12T08:25:24+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی نوشته ای از قطعه 26 و البته نسبتا موافق نظر اینجانب... (2) http://1talabe.mihanblog.com/post/209 <p style="text-align: center; border: 0px; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; vertical-align: baseline;"><b><font color="#ff6666" style="font-family: Tahoma, Georgia, 'Bitstream Charter', serif; font-size: 12px; line-height: 15.59375px;">از اونجایی که میهن بلاگ به من اجازه ی پرحرفی نمیداد و مطلب (</font><font color="#ff6666" face="Tahoma, Georgia, Bitstream Charter, serif"><span style="font-size: 12px; line-height: 15.59375px;">نوشته ای از قطعه 26 و البته نسبتا موافق نظر اینجانب...) در یه پست جای نمیگرفت، مطلب رو دو پستی کردم و حالا هم همه پست دوم رو گذاشتم توی ادامه مطلب که علاقه مندانی که قصد خوندن ادامه مطلب پست اول رو دارند به ادامه مطلب این پست مراجعه کنند... ببخشید که پست تو پست شد... موفق و موید باشید... یا علی...</span></font></b></p><p style="border: 0px; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; vertical-align: baseline; font-family: Tahoma, Georgia, 'Bitstream Charter', serif; font-size: 12px; line-height: 15.59375px; text-align: justify;"><img hspace="0" border="0" align="absmiddle" vspace="0" src="http://www.ghadiany.ir/wp-content/uploads/2013/06/cropped-Header2-300x63.jpg" alt=""></p><p style="border: 0px; margin: 0px 0px 18px; padding: 0px; vertical-align: baseline; text-align: center;"><font face="Tahoma, Georgia, Bitstream Charter, serif" color="#ff0000"><span style="font-size: 12px; line-height: 15.59375px; background-color: rgb(204, 204, 255);">http://www.ghadiany.ir/</span></font></p> text/html 2013-05-06T05:53:46+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی نفس کشیدن در جایی که تو هستی را دوست دارم... http://1talabe.mihanblog.com/post/206 <div style="text-align: center;"><span style="font-size: small;"><font color="#993399">مدتها بود که میخواستم از عطر یک حضور بنویسم، از لحظات خوش انتظار، از قدم برداشتن در راه محبوب و از اشتیاق دیدار، میخواستم بنویسم و با نوشته ام فریاد بزنم احساسم را به او. احساسی که قرین با عقلانیت است، و آنقدر محکم و استوار شده که بادهای سخت آن را نلغزاند، وقتی به من گفتند این گروه رهسپار دیدارند و تو مختاری که با ما بمانی یا اینکه به دیدار بروی، وقتی که مردد ماندم که به دیدار بروم یا به مقر، برای برنامه ریزی کار تبلیغی فردا... آنجا بود که دل و عقل را همسو کردم و با کاروان به سوی محل دیدار رفتم، رفتم تا نفس بزنم در کوی او... وقتی که 4-5 ساعت زودتر رسیدیم به کوی یار و من باز مردد ماندم که بمانم و چند ساعت وقت بگذرانم و یا برگردم و به کارهای گروه برسم...</font></span></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#000099">گذشت و گذشت &nbsp;و من بین دو راهی رفتن و ماندن سرگردان بودم، مانده بودم که حضور منِ روحانی در دیداری که نه صدای یار را میشنوم و نه به خوبی چهره ی دلربایش را میبینم، چه فایده ای دارد!؟ با خود میگفتم به جای حضور در مجلس روضه، بروم و روضه های شبهای آینده ام را آماده کنم... فاطمیه بود و روضه خواندن برای مادر سادات برای من که شرف سیادت ندارم ، مشکل... هر چه بود گذشتیم و گذشتیم و بعد از گذراندن موانع، به حسینیه رسیدیم... وقتی خوشحال بودیم که در صفوف آخر نماز جماعت نشسته ایم، نگاهی به ساعت انداختیم و وا رفتیم، چرا که هنوز یک ساعت مانده بود به اذان مغرب... شروع کردیم به صحبت کردن با جوانانی که از همه قشر و تیپ و قیافه ای به حسینیه آمده بودند، و وجه مشترک همه ی ما عشق به یار بود... بین خودمان بحث مطرح می کردیم، یکی میشد سائل و دیگری مجیب، تا این یک ساعت هم به همراه برکات علمی و تبلیغی که داشت، گذشت.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#000099"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#000099">گفتم خودمان، منظورم طلبه ها بود. آن شب حسینیه پذیرای حدود 50 روحانی بود که همگی خود را مهمان یار میدانستیم... ماندیم و ماندیم تا نماز جماعت برپا شد جماعتی که امامش یارِ یار بود. همان یار که به جرم یاری یار سالهاست که مورد هجوم دوست و دشمن قرار گرفته، روزی نیست که برایش جوک درست نکنند و به سخره اش نگیرند اما او مثل مالک برای علی ایستاده است... مالکی که این روزها هم تنور دشمن کشی اش در حال روشن شدن است. تا هر کسی به خودش جرئت حضور در عرصه ی سیمرغ را ندهد... &nbsp;از آیتِ خدا، شیخ احمد جنتی که بگذریم برویم به سراغ انتظار... انتظاری شیرین برای دیدن یار...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#006600">کلام را خلاصه کنم، آن لحظه ای که وارد حسینیه شد و ما نسیم حضورش را حس کردیم تمام تردید های گذشته ام در مورد کیفیت حضور از بین رفت و دیدم نیازی به دیدن و شنیدن نیست... همین که در حسینیه ای باشم که او حاضر است یک دنیا ارزش دارد. تو چه میدانی که من نفس کشیدن در جایی که تو هستی را دوست دارم...&nbsp;</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#006600"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#006600">سیدی برای مادرش مجلس ترحیم گرفته است، حسینیه اش را مشکی پوش کرده و در یک دعوت عمومی از مردم خواسته که با حضور خود موجب تسلی خانواده باشند... مردم هم روی سید را گرفته اند و به سوی حسینه ی او رفته اند، فکر میکنم آنها هم مثل من برای نفس کشیدن آمده اند و این همه معطلی را تحمل کرده اند... سید وارد می شود، همه به احترامش بر می خیزند و به او تسلیت می گویند. کناری می نشیند تا توجه مردم را به خود جلب نکند، تا همه ی نگاه ها به سوی او نباشد، اینطور کار سخنران و مداح هم راحت تر می شود.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#990000">سخنران از فضائل و صفات پسندیده ی مادر می گوید و مداح از مصائب او، و چه روضه ای برپا می شود، بعد ها که عکس های مراسم را نگاه می کردم، دیدم سید چه گریه ای میکند و چه اشکی میریزد در مصیبت مادر... چرا که صاحب عزای آن مجلس است و در عزاداری به مولایش صاحب الزمان تأسی میکند که در فاطمیه مصیبت زده است و روضه ها را نه فقط می شنود، بلکه میبیند...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#990000"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#990000">در آخر مهمان سفره ای بودیم که سید برای مادرش حضرت زهراء سلام الله علیها گسترده بود و عجب قیمه ای بود، قیمه ی روضه های فاطمیه... به همراه آب معدنی همیشگی سفره های سید، تا شاید دیگران یاد بگیرند به جای اسرائیلی کردن سفره ها با پپسی و کوکا کولا، بر سر سفره آب بیاورند که مهریه ی حضرت زهراست...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="2" color="#990000"><br></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.irannaz.com/user_files/image/image7/0.276839001290491076_irannaz_com.jpg"></div> text/html 2013-04-13T06:29:47+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی شناخت فاطمه ی زهراء سلام الله علیها... http://1talabe.mihanblog.com/post/205 <div style="text-align: center;"><span style="color: rgb(0, 102, 0); font-size: medium;">سلام... فرصتی شد که بعد از مدتها دوری از اینترنت و فضای سایبری سری بزنم و<b> ایام شهادت صدیقه ی طاهره</b> سلام الله علیها رو خدمت همه ی محبان و ارادتمندان آن حضرت تسلیت عرض کنم... فاطمه ی زهرایی که بهترین راه برای شناخت ابعاد وجودی اش مراجعه به سخنان و رفتار پدرشان رسول اکرم صلی الله علیه و اله در مورد ایشان است. آن جایی که رسول اکرم ص می فرمودند:<b> اگر همه ی خوبی ها را جمع کنند، می شود فاطمه ی زهرا...</b> یا جایی که در مورد نحوه ی استقبال رسول خدا از حضرت زهراء روایت شده است: <b>قام الیها</b>؛ نه تنها حضرت از جای خود بر می خواستند،که به سوی ایشان هم می شتافتند!</span></div><div><div style="text-align: center;"><font color="#006600" size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099">و همین زهرای اطهر است که به بهترین شکل از مولای خود امیر المومنین علیه السلام دفاع میکند، نه فقط با <b>لسان</b> و بیان بلکه با<b> جان و تمام وجود </b>از امامش دفاع میکند! تا جایی که حتی <b>مرقد مطهرش</b> در راستای دفاع از ولایت پنهان مانده و بر هیچکس آشکار نیست. امام باقر علیه السلام در جواب سائلی که از علت مخفی بودن قبر حضرت می پرسد فرمودند:&nbsp;<b>حضرت زهرا را شبانه دفن کردند، زیرا ایشان وصیت کرده بود که آن دو مرد بر او نماز نخوانند...</b></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff0000">ان شاء الله ما هم بتوانیم در راستای دفاع از ولایت به گرد چادر خاکی زهرای بتول برسیم و سطوح دفاع از ولایت را در خود بالا ببریم... و مهمترین کار این است که تاریخ را مطالعه کنیم و از گذشته عبرت بگیریم که امیر المومنین فرمودند: <b>هر روزی برای ما عبرت است اگر در مورد آن بیندیشیم...</b></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff0000"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#663366">در آخر ضمن تسلیت مجدد ایام پر فروغ فاطمیه از خوانندگان وبلاگ حقیر <b>التماس دعا</b>ی فراوان دارم که منو توی مراسم هایی که شرکت میکنید <b>فراموش نکنید...</b> و من الله توفیق... مهزیار بن علی الخاکی... یا علی</font></div></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><img src="http://up.farsimode.com/images/gztjyf3d6xnm477597ob.jpg"></div> text/html 2013-03-11T08:43:34+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی «استراتژی نوروزی» در مقابله با «شبهات گرانی» http://1talabe.mihanblog.com/post/203 <p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right: -16.5pt;margin-bottom:10.0pt;margin-left:-21.3pt;text-align:center"><font color="#000066"><span dir="RTL"></span></font></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="text-align: center; margin-right: 4.75pt;"><font color="#000066"><span dir="RTL"></span></font></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="margin: 0cm 11.85pt 10pt 7.1pt;"><font color="#000066"><span dir="RTL"></span></font></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"></span></p><p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right: 11.85pt;margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt;text-align:center"><font face="arial, helvetica, sans-serif" size="5"><font color="#cc0000"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span></font><b><span lang="FA" style="line-height: 115%;"><font color="#cc0000"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>«استراتژی نوروزی» در مقابله با «شبهات گرانی»</font><o:p></o:p></span></b></font></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%;"><font face="arial, helvetica, sans-serif" color="#000066">این روزها و خصوصا در ایام نوروز، در بین مردم مباحث مختلف اجتماعی از جمله <b>گرانی و مسائل اقتصادی</b> مملکت مطرح میشه! و ما نیز ناچار از شرکت در این مباحث هستیم، البته اینها تا حدودی واقعیت جامعه است. ولی نه تا این حد که سیاه نمایی می شود! پس خوب است که راهکاری برای جهت دهی مناسب به این مباحث داشته باشیم! این راهکار شامل پنج مرحله است که به تناسب مخاطب و میزان آگاهی وی مطرح می شود:</font><font face="B Nazanin"><o:p></o:p></font></span></p></p><p></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#ff0000"><b>1) مطرح کردن انواع تحریم های موجود به جای صحبت کردن از گرانی موجود در جامعه!</b></font><font color="#000066"><b> </b>یعنی مخاطب را آگاه کنیم که درصد بالایی از گرانی ها به دلیل <b>تحریم های دشمنان</b> می باشد! مثلا <b>فروش نفت</b> ما که بخش به سزایی از بودجه کشور را تامین میکند، در گذشته سالی 5/2 میلیون بشکه بوده که اخیرا به 700 هزار بشکه رسیده است! و این مسئله خسارت زیادی به وضع بازار وارد می کند! و یا اینکه <b>بانک مرکزی</b> ما در دنیا تحریم شده است و ما حتی دلار بدست آمده از همین فروش نفت را هم نمی توانیم وارد کشور کنیم مگر به راه های مشکل! تا جایی که برخی کشور ها سوء استفاده می کنند و به جای دادن دلار حاصل از فروش نفت به ما کالا می دهند! البته تدابیر غلط برخی مسئولین هم به گرونی دامن میزند. ولی عمده مشکلات از همین تحریم هاست. از دشمنی دشمنان است...<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#ff0000"><b>2) این هجوم همه جانبه ی دشمنان، ما را به یاد جنگ احزاب می اندازد</b></font><font color="#000066"> و اگر می خواهیم در شرایط کنونی نمره بیست بگیریم، باید مراجعه کنیم به <b>آیات بیست به بعد سوره ی احزاب!</b> جنگ احزاب همانطور که از اسمش پیداست نبردی بود که در آن همه&nbsp; ی قبائل و احزاب مخالف اسلام، برای مبارزه با اسلام جوان متحد شده بودند! شرایط کنونی کشور ما دقیقا شرایط جنگ احزاب است! ما در موضع اقتدار هستیم و دشمن از این اقتدار ترسیده که در مقابل ما متحد شده است. مثل جنگ احزاب که در آن زمان آنچه احزاب را متقاعد کرد که در مقابل پیامبر اکرم دست به دست هم بدهند، این بود که می ترسیدند اسلام همه جا را فرا بگیرد! و سنگین بودن تحریم های ما به خاطر این است که همه ی دشمنان ما باهم در مقابلمان ایستاده اند...<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#000066">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#006600">(( لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ... وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا <sup>1</sup>))</font><font color="#000066"> ؛ مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود... &nbsp;(اما) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‌اند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#000066">ما باید از رسول خدا الگو بگیریم، آن هم در این شرایط ... در آن زمان مومنان گفتند پیغمبر به ما گفته بودند که اگر شما پای اسلامتون بایستید دشمنان در مقاباتون صف آرایی می کنند، ما هم باید به یاد وعده های امام بیفتیم که اگه انقلاب رو محکم نگه دارید کفر جهانی در مقابلمون می ایستد... و مصداق آیه ی بعد بشویم که خداوند یادی از شهداء می کند و از مردانی سخن می گوید که در وعده ها صادق بودند و در مقابل دشمن ایستادگی کردند... <o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#ff0000"><b>3) فراموش نکنیم که ما یک جنگ احزاب هم اوایل انقلاب پشت سر گذاشتیم</b></font><font color="#000066">، در آن شرایط سخت که هشت سال کل دنیا در مقابل ما ایستادند. در شرایطی که مردم ما برای نفت باید توی صف می ایستادند و... در آن شرایط رزمنده ها با تمام وجود در مقابل دشمن ایستادند و عزت و شرف خودشون رو معامله نکردند! اونوقت ما امروز به خاطر ارزون تر خریدن، آبرو و عزتمون رو با آمریکا مذاکره کنیم!!؟؟<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#ff0000"><b>4) دشمنان ما تنها در صورتی دست از سر ما بر میدارند که ما به سه چیز رضایت بدهیم:</b></font><font color="#000066"> (مذاکره با آمریکا یعنی ما باید در سه مسئله ی مهم عقب نشینی کنیم! )<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><b><font color="#ff0000">اول) رضایت بدهیم به جنایت هاشون</font></b><font color="#000066"> در دنیا خصوصا اسرائیل غاصب (با سکوتمان)!&nbsp; یعنی شریک بشویم در خون این همه مسلمان... که در روایت داریم:السَّاكِتُ أَخُو الرَّاضِی</font><sup style="color: rgb(0, 0, 102);">2</sup><font color="#000066">... کسی که در مقابل کاری&nbsp; سکوت می کند مثل کسی است که رضایت به آن کار داده است!<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#ff0000"><b>دوم) رضایت بدهیم به عقب ماندگی</b></font><font color="#000066"> همیشگی خصوصا از نظر علمی! در دوران اصلاحات کار به جایی رسید که وزرای چند کشور اروپایی آمدند به کاخ سعدآباد و گفتند: دیگر نباید در مقطع فوق لیسانس به بالا فیزیک در دانشگاه های شما تدریس شود!<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#ff0000"><b>سوم) رضایت بدهیم به پایمال شدن خون هزاران شهید</b></font><font color="#000066"> که برای تشکیل نظام اسلامی جان دادند! چون دشمن با اسلامی بودن نظام ما مشکل دارد!<o:p></o:p></font></span></p><p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#000066"><br></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#ff0000"><b>5) چرا این همه فشار نزدیک انتخابات ریاست جمهوری به ما وارد میشه!؟</b></font><font color="#000066"> چون می خواهند یکی از این دو اتفاق بیفتد: یا اینکه مردم <b>در انتخابات شرکت نکنند</b> و آنها بگویند مردم ایران حکومتشان را نمی خواهند و ادامه ی ماجرا... و یا اینکه اگر شرکت می کنند با مشاهده ی اوضاع فعلی و ناکارآمدی حزب فعلی، <b>به کسانی رای دهند که راضی به مذاکره با امریکا شوند</b> و هدف آنها تحقق یابد!<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="margin-top:0cm;margin-right:11.85pt; margin-bottom:10.0pt;margin-left:7.1pt"><span lang="FA" style="font-size:16.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#000066">* و تنها راه حل فشار تحریم این است که مردم با شور در <b>انتخابات</b> شرکت کنند تا دشمن <b>عقب نشینی</b> کند! چرا که این تحریم ها برای خودشان هم مشکل ساز است و نمی توانند این وضعیت را ادامه بدهند! در پایان فراموش نکنیم که خداوند یاور ماست همانطور که در قرآن کریم آمده:<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" align="center" dir="RTL" style="margin: 0cm 11.85pt 10pt 7.1pt;"><font color="#006600"><b><span lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%; font-family: 'B Nazanin';">«</span></b><b><span lang="FA" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font: minor-latin;mso-bidi-font-family:Arial;mso-bidi-theme-font:minor-bidi"> </span></b></font><b><span lang="FA" style="font-size: 16pt; line-height: 115%; font-family: 'B Nazanin';"><font color="#006600">وَكَانَ حَقًّا عَلَینَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ <sup>3</sup>»</font> <sup style="color: rgb(0, 0, 102);">4</sup><font color="#000066"><o:p></o:p></font></span></b></p> <p dir="RTL" style="margin-top:5.0pt;margin-right:11.85pt;margin-bottom:5.0pt; margin-left:7.1pt;text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span lang="FA" style="font-size:13.0pt;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#000066">1. سوره احزاب / آیات 21 و 22<o:p></o:p></font></span></p> <p dir="RTL" style="margin-top:5.0pt;margin-right:11.85pt;margin-bottom:5.0pt; margin-left:7.1pt;text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font color="#000066"><span lang="FA" style="font-size:13.0pt;font-family:&quot;B Nazanin&quot;">2. بحار الأنوار/ ج‏74 / 421 / باب 15 ص : 376</span><span dir="LTR" style="font-size:13.0pt"><o:p></o:p></span></font></p> <p dir="RTL" style="margin-top:5.0pt;margin-right:11.85pt;margin-bottom:5.0pt; margin-left:7.1pt;text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><font color="#000066"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span><span lang="FA" style="font-size:13.0pt; font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><span dir="RTL"></span><span dir="RTL"></span>3. سوره روم/ آیه 47<o:p></o:p></span></font></p> <p dir="RTL" style="margin-top:5.0pt;margin-right:11.85pt;margin-bottom:5.0pt; margin-left:7.1pt;text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span lang="FA" style="font-size:13.0pt;font-family:&quot;B Nazanin&quot;"><font color="#000066">4. برگرفته از سخنرانی استاد هادیپور در موسسه تخصصی خطابه امیر بیان و جلسات دیگر<o:p></o:p></font></span></p> <p dir="RTL" style="margin-top:5.0pt;margin-right:11.85pt;margin-bottom:5.0pt; margin-left:7.1pt;text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi:embed"><span dir="LTR"><o:p><font color="#000066">&nbsp;</font></o:p></span></p><p></p><p></p><p></p> text/html 2013-02-01T04:34:23+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی جوان و بد اخلاقی در خانواده!!! http://1talabe.mihanblog.com/post/202 <div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff0000">یکی از مشکلاتی که در زمینه اخلاق برای جوونای ما پیش میاد، اصل مسئله ی <b>بد اخلاقی با خانواده و یا دیگران</b> هستش! و وقتی با همین جوونا صحبت میکنی بسیار مشتاق هستند که این مسئله حل بشه و برای همیشه بد اخلاقی رو کنار بذارند! و با همه خوش اخلاق باشند. فقط در این زمینه به یه<b> موتور محرک</b> احتیاج دارند! یکی که بهشون کمک کنه! و اونا رو در این مسیر یاری بده!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900">در پست قبل اشاره کردم که اگر<b> تقوا</b> در کار نباشه، این خوش اخلاقی به <b>بیراهه</b> میره و نه تنها مفید نیست بلکه میتونه بسیار مضر هم باشه! چرا که این تقواست که به تو کمک میکنه در برابر هر کسی دلربایی نکنی و <b>سلامت جامعه</b> رو با همین خوش اخلاقی به خطر نیندازی! &nbsp;و این که معنای تقوا چیه و چطور حاصل میشه بحث مفصلی داره که میتونید به کتب مربوطه (مثل کتاب ده گفتار شهید مطهری) مراجعه کنید! فقط همین رو بگم که تقوا توسط خود شخص حاصل میشه و اگر در نفس انسان بوجود اومد، معجزه میکنه و انسان رو به درجات والای انسانی میرسونه!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><br></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.naghleghol.ir/images/91/11/647699173902376747181618714462233235.jpg"></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#3333ff">* اما برم سراغ بحث اصلی! اینکه یه جوون توی خونه یا هر جای دیگه بد اخلاقی میکنه، دلایل مختلفی میتونه داشته باشه از جمله اینکه <b>از دیگران بد اخلاقی میبینه</b> و فکر میکنه بهترین عکس العمل در مقابل این بد اخلاقی، مقابله به مثل است و باید اون هم بد اخلاقی کنه! در حالی که با کمی تفکر میبینه اگر در مقابل این رفتار بد دیگران، بد اخلاقی کنه،<b> آتیش خشم</b> طرف مقابل رو بیشتر میکنه و خودش رو نزد طرف مقابل <b>منفور</b> میکنه! تا حدی که ممکنه راه برگشتی برای دو طرف باقی نمونه! و هر دو از هم متنفر بشوند! در حالی که اگر بر عکس عمل کنه و به بهترین شکل جوابشو بده، در مرحله اول <b>خشم طرف مقابل فرو مینشینه</b>، و همچنین <b>طرف شیفته ی برخورد خوب او میشه</b> و همون موقع و یا بعدها از رفتار بدش پشیمون میشه و<b> تصمیم به عذر خواهی میگیره</b>، البته شاید ابراز نکنه! ولی اینکه پشیمون میشه و تصمیم به عذرخواهی میگیره حرفی درش نیست!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#993399">* دلیل دیگه میتونه<b> ترحم بیش از حد کسانی مثل پدر و مادر</b> باشه که گاهی در مقابل چشم دیگران صورت میگیره! که همین باعث تندی برخورد جوون میشه! اما همه ی ما میدونیم که &nbsp;بهترین برخورد در این شرایط اینکه که تو هم <b>محترمانه</b> (نه بچگانه) این <b>محبت حقیقی</b> والدین رو پاسخ بدی و با این کار شخصیت والای خودتو به دیگران نشون بدی! که مطمئناً با این برخورد ذره ای کوچیک نمیشی و اتفاقا همه میگن چقدر جوون خوبی که اینقدر در مقابل رفتار پدر و مادرش محترمانه برخورد میکنه! ولی توصیه من به کسایی که نمیتونن اینقدر محترمانه برخورد کنن اینه که راه دوم که <b>«سکوت»</b> باشه رو امتحان کنن! با این کار به خوبی میتونن جلوی خشم خودشونو بگیرند.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900">* ممکنه این بد اخلاقی به خاطر این باشه که جوون بین خودش و والدین <b>اختلاف سنی و فرهنگی</b> زیادی حس میکنه و کارهای اونا رو حمل بر<b> بی احترامی</b> و ... میکنه که این مسئله در خیلی از جوونا وجود داره! و جالب اینجاست که هر جوونی فکر میکنه فقط خودش نسبت به والدین چنین احساسی داره! برای حل شدن این مسئله برای فرد، خوبه که یه نگاهی به گذشته و آینده ی خودش بکنه، که <b>روزی کوچیک بود و پدر و مادر موجب افتخار و حامی همیشگی او </b>در برابر تمام جهان بودند و روزی هم خود او پدر یا مادر خواهد شد و ممکنه فرزندانش نسبت به او چنین احساسی داشته باشند. و این فرد باید بدونه وقتی در جمعی پدر او کاری میکنه که متناسب با این زمانه نیست، فقط او نیست که این مسئله رو درک میکنه، بلکه همه ی اطرافیان متوجه این اختلاف سنی و فکری هستند و <b>نیاز ی نیست که او کار والدین را برای دیگران توجیه کنه و یا به خاطر کار آنها عصبانی بشه</b> و برخوردی کند که موجب پشیمانی او باشه! پس اگر میخواهد دیگران نیز در آینده با او به خوبی کنار بیایند، باید<b> بهترین رفتار</b> را در این مواقع داشته باشد، دقیقا همان رفتاری که انتظار دارد در آینده با او بشود. که این یک قانون الهی است!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff6600">* بذار به این مسئله هم اشاره کنم که بارها دیدم جوان هایی که در کودکی داستان این <b>قانون الهی</b> را در <b>کتابهای درسی</b> شون خوندن و <b>فیلم </b>های بسیاری (مثل فیلم هندی باغبان) در این زمینه دیدند، ولی چون به دید <b>عبرت</b> نمی نگرند و به سرعت در زندگی خود <b>عملی نمی کنند</b> به باد فراموشی می سپارند و اتفاقا در آینده هم دچار ناملایمت های دیگران که نتیجه ی ناملایمتهای جوانی خودشان است میشوند! بازم خوش به حالشون که در دنیا عذاب میشن که وای به حال کسانی که در دنیا کیفر اعمال بدشان را نمی بینند... آخه عذاب آخرت بسیار &nbsp;سخت تر و دردناک تر از دنیاست!!!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#3333ff"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#3333ff">جمع بندی مطلب این باشه، که این بد اخلاقی علت های مختلفی میتونه داشته باشه! که با <b>کمی تفکر</b> میتونید برای اون راههایی بسیار عالی پیدا کنید! به شرطی که این تفکر به همراه <b>مشورت</b> باشه! خلاصه هر گلی زدی به سر خودت زدی! اگر به فکر <b>معنویات</b> زندگی خودت باشی همیشه سربلند و پیروز خواهی بود... و در<b> محضر خدا</b> با افتخار از نتیجه زندگی دنیا حاضر میشوی.... به شرط <b>صلوات بر محد و آل محمد</b>. در ضمن هر دلیل دیگه ای که برای این مسئله به ذهنتون میرسه در قسمت نظرات بگید که این <b>مطلب تکمیل بشه...</b> التماس دعا... یا علی...</font></div><div style="text-align: center;"><br></div> text/html 2013-01-28T16:25:44+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی رسول خدا، اسوه ای حسنه... http://1talabe.mihanblog.com/post/201 <div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099">از کودکی به ما گفتند،<b> پیامبر دین ما محمد</b> (صلی الله علیه و اله و سلم) <b>است</b> و ما همگی جیره خوار سفره ی اوییم و هر آنچه از عقیده و دین داریم از اوست و به برکت زحمت های اوست، که چه زحمت ها برای دین خدا کشید... ای رسول خدا، چقدر تو را آزردند مردم زمانت و همچنین همه ی امت اسلام تا به امروز که آنچه تو سفارش کرده بودی را با اقتدا به تهمت<b> «هزیان گویی» </b>رها کردند و قلمی را شکستند که تو طلب کردی ولی هرگز به دست تو نرسید تا بنویسی برایمان آنچه <b>موجب هدایتمان میشد تا روز قیامت</b> که اگر مانع تو نمی شدند دیروز و امروز و فردایمان تضمین بود تا کسی گمراه نشود و همه پیرو حق باشند که خود فرمودی <b>علی با حق است و حق با علی است.</b></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><br></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://media.afsaran.ir/si5jRa_300.jpg"></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#006600">به ما گفتند «همانا در رسول خدا برای شما <b>اسوه ای نیکو</b>ست.» که هر چه بخواهید در اوست و دین او بهترین و کامل ترین ادیان است آمده است تا مکارم اخلاق را تمام کند که اگر فقط در این مورد از تو الگو می گرفتیم و پیروی می کردیم، امروز بهترین امت ها بودیم و همه را به دین اسلام می کشاندیم که پروردگارش به او گفت اگر اخلاقت خوب نبود و بداخلاق بودی مردم از اطرافت پراکنده می شدند... و من اینجا مانده ام که اگر میدانیم او <b>بهترین الگو</b>ست و <b>بهترین اخلاق</b> را داشت و اصلا برای <b>اتمام مکارم اخلاق</b> آمده است پس چرا اندر خم کوچه ی بد اخلاقی و خشونت مانده ایم!؟ و چرا هیچوقت سعی نمی کنیم در اخلاق و رفتارمان تجدید نظر کنیم تا<b> مسلمانان را به خشونت نشناسند</b> و بهترین رفتارها را مخصوص مسلمانان بدانند!؟</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099">ولی آن بزرگوار هرگز به اخلاق اکتفا نکرد که در<b> «زندگی خصوصی»</b> زخم زبان بزنند که شما در احکام مانده اید و اخلاق را فراموش کرده اید... چرا که بخش اعظمی از رسالت او<b> تدوین احکام زندگی امت</b> بود... اصلا مگر احکام از اخلاق جداست!؟ و بیایند عنوان انتخاب کنند که<b> «اخلاقتو خوب کن» </b>که همین خوش اخلاقی های غیر الهی است که عقاید مردم را سست میکند... و مشکل از اینجاست که نفهمیدیم <b>کجا با اخلاق باشم و کجا بی اخلاق</b> که «محمد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند» نفهمیدیم که <b>اول باید با تقوا باشی</b> و بعد خوش اخلاق تا با این اخلاق خوب دل نوامیس مردم را نربایی که این نوع خوش اخلاقی هدف رسول خدا نبود... و خوب است این را هم بدانیم که حضرت امیر به <b>دخترهای جوان</b> سلام نمی کرد تا مبادا دلی از کسی در این میاد ربوده شود و توپی به زمین شیطان انداخته شود!!!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><br></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95116532083469313526.gif"></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><font color="#006600">ولی ای رسول خدا! اشاره ای کردم به<b> زحمت</b> هایی که برای این امت کشیدی و <b>اذیت</b> هایی که شدی!!! ولی آنقدر برای ما از مصیبت هایت نگفتند که سخت باورمان می شود تو هم برای دین اسلام مصیبت دیده باشی... از زخم زبان شنیدن ها و مسخره شدن ها گرفته تا شکستن دندان مبارکت و آن خاکسترها و شکمبه هایی که روی سرت می ریختند و تو تحمّل میکردی و حتی به زبان می آوردی که <b>از امتم مزد رسالت نمیخواهم مگر مودت و ابراز محبت به خاندانم</b> که چه زیبا ادا کردند این مزد رسالت را و نگذاشتند عرق از پیشانی خاندانت که مشغول کفن و دفن تو بودند خشک شود... از آنها که روی سرت خاکستر میریختند انتظاری نبود ولی همه ی خواست تو از امتی بود که <b>برای مسلمان شدنشان زحمتها کشیده بودی...</b> راستی شاید این مصیبت نخواندن از تو به خاطر این است که خود فرمودی: «حسین از من است و من از حسین» و خود بارها برای حسین گریه کردی و سفارش کردی به حسین... و حق هم همین است که</font> <font color="#ff0000"><b>لا یوم کیوم الحســـــــیـن ...</b></font></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><font color="#ff0000"><b><br></b></font></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff6600">مهزیار بن علی / 16 ربیع الاول 1434 قمری / 9 بهمن ماه 1391 شمسی / تهران، شهر امام خامنه ای</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff6600"><br></font></div> text/html 2013-01-26T12:49:11+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی این روزها چه خبره؟؟ http://1talabe.mihanblog.com/post/200 <div style="text-align: center;"><span style="color: rgb(0, 153, 0); font-size: medium;">سلام. بعد از مدتها فرصتی پیدا کردم برای سر خاروندن و همچنین سر و سامون دادن به وبلاگ و بقیه فعالیت های سایبری! کم کم داریم نزدیک میشیم به </span><b style="color: rgb(0, 153, 0); font-size: medium;">ایام الله دهه فجر</b><span style="color: rgb(0, 153, 0); font-size: medium;">&nbsp;و قضیه ی بی ربطی که هر ساله در این ایام مبارک اتفاق میفته، و تنها ربطشون شباهت اسمیه. این اتفاق چیزی نیست جز </span><b style="color: rgb(0, 153, 0); font-size: medium;">جشنواره فیلم فجر</b><span style="color: rgb(0, 153, 0); font-size: medium;"> که هر ساله مصادف میشه با بهمن ماه و این ایام مبارکه! اصلا آدم این فیلم ها رو که میبینه یاد امام و شهداء میفته! یاد اهداف عالیه ی انقلاب میفته، یاد دستورات که نه بلکه منویات رهبری معظم میفته... </span><b style="color: rgb(0, 153, 0); font-size: medium;">بابا دمتون گرم، خسته نباشید!</b><span style="color: rgb(0, 153, 0); font-size: medium;"> شما و این همه تلاش برای تخریب، ببخشید ترویج اسلام محاله...</span></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><img src="http://ts4.mm.bing.net/th?id=H.5008959150949467&amp;pid=15.1"></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#993399">طی برنامه ای که برای دیدن فیلم دارم، دو تا فیلم آخری که دیدم، یکی خارجی بود و دیگری ایرانی! با دیدن فیلم ایرانی میخواستم گریه کنم که چطور با ابزار جمهوری اسلامی عزیز، <b>اعتقادات و دین مردم رو به بازی گرفتند</b> و چه چیز هایی تحویل مردم میدند... دوست دارم بشینم و ساعتها در مورد اون فیلم ایرانی حرف بزنم و درد دل کنم، ولی چون فرصت نقد کامل این فیلم رو ندارم حتی از مطرح کردن اسمش هم خودداری میکنم... اسمشو که میشنوی <b>یاد اخلاقیات میفتی</b>، ولی اگر خودتو تا آخر به جریان فیلم بسپاری از خدا و ملائکه و مرگ و زندگی و دنیا و معاد دست میکشی... اصلا که متوجه نشدید اسمش چی بود!؟ الحمدلله.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#993399"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#993399">اما از فیلم خارجی براتون بگم که از هر جهت نگاه میکنی محشره و تنها نقطه اشتراکش با بعضی فیلم های ایرانی اینه که هر دو عقاید فاسد به جامعه تزریق میکنن... حالا اونا از طریق <b>هالیوود</b> و غیره و اینا از طریق <b>وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران... </b>جالب اینجاست که اونا برای <b>جهان</b> فیلم میسازند و ما برای <b>تهران!</b> اونا ابر و باد و مه خوشید و فلک رو به کار میکشن و ما راه میفتیم توی خیابون های تهران و از دو تا دختر و پسر عاشق فیلم درست میکنیم و تو جشنواره بهش سی(مرغ) بلورین میدیم که این فیلها شصت(مرغ) آهنی هم از سرشون زیاده...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900"><br></font></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/16-3-1388/IMAGE633814593484603750.jpg"></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><font color="#cc0000"><font size="3">جاتون خالی بهمون خبر رسید که پنجشنبه گذشته <b>نمایشگاه کتاب قم</b> شروع میشه ما هم با چند تا از رفقا راه افتادیم که بریم برای دیدن کتابها، قبل از ساعت 10 رسیدیم و دیدیم خبری از خرید کتاب نیست و فعلا همه مشغول مراسم افتتاحیه هستند، ما هم از راه های میانبر رفتیم توی نمایشگاه تا به غرفه دار های عزیز خسته نباشید بگیم و یه نگاهی هم به کتابهاشون انداخته باشیم. جاتون خالی در حین سخنرانی یکی از مدعوین مراسم افتتاحیه، <b>یه معترض به اوضاع نمایشگاه</b> که ظاهرا از ناشران کتاب بود نمایشگاه رو روی سرش&nbsp;</font><span style="font-size: medium;">گذاشت</span><font size="3">&nbsp;و کلی <b>گلوی خودشو پاره کرد تا صداش به جایی برسه</b> که باید بگم در نطفه که نه! بعد از کمی سر و صدا در عَلَقه خفه شد...&nbsp;</font><span style="font-size: medium;">یک ساعتی گذشت که ناگهان دیدم کلی خبرنگار دارن از ما عکس و فیلم میگیرن، تا اومدیم کمی به خودمون برسیم فهمیدیم که اینا برای ثبت لحظه افتتاحیه و قیچی کردن و این چیزا اومدن و این توهم برا این بود که ما زود تر از زمان افتتاحیه وارد شده بودیم...</span></font></div><div style="text-align: center;"><span style="color: rgb(102, 0, 204); font-size: medium;"><br></span></div><div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><font color="#ff0000">چشمتون روز بد نبینه که اون روز با نگاه کردن به قیمت هر کتاب یه فشار به قلبم میومد... که <b>قیمت ها سه- چهار برابر شده بود</b>. خدا رحم کرد که سالم از نمایشگاه اومدیم بیرون. راستی یه سری هم به مزار <b>مرحوم مدرس افغانی</b> زدیم تا هدیه به روحش صلواتی بفرستیم و این اوضاع کتاب رو بهش تسلیت بگیم...</font></span></div><div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><font color="#ff0000"><br></font></span></div><div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><font color="#ff6600">ایشالا خدا توفیق بده که بازم از این فرصت ها پیدا کنم تا حرف دلمو بنویسم و وقت گرانبهای شما عزیزان رو بگیرم برای خوندن حرفای بی ارزش خودم... البته شکست نفسی میکنم، التماس دعا، یا علی...</font></span></div><div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><font color="#ff6600"><br></font></span></div><div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium;"><font color="#ff6600"><br></font></span></div> text/html 2013-01-10T00:41:00+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی زیارت اربعین ما در کربلا... http://1talabe.mihanblog.com/post/199 <div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium; "><font color="#ff0000">با سلام به همه ی بازدید کنندگانی که لطف میکنن و به این وبلاگ سر میزنن، نظراتشون رو بیان میکنن و حتما انتظار دارن چهار تا پست جدید هم ببینن ولی هر بار که میان میبینن <b>خبری از مطلب جدید نیست...</b>&nbsp;</font></span></div><div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#993399">بنده مدتی مشغول کارهایی بودم و امکان به روز کردن وبلاگ برام مقدور نبود، بعد از اون هم خدا نظری کرد و ابی عبدالله طلبید، و رفتیم به زیارت عتبات عالیات... اونم چه زیارتی، زیارت کربلا در اربعین حسینی... بنده بار قبلی هم که اربعین رفتم کربلا، یه&nbsp;</font><a href="http://1talabe.mihanblog.com/post/64" target="_blank" title="خاطرات کربلای اربعین 1432"><b><font size="3" color="#ff6666">پست</font></b></a><font size="3" color="#993399">&nbsp;نوشتم و ضمن بیان خاطرات سفر، دعا کردم که ایشالا هر کس میره کربلا، اربعین بره کربلا... حالا هم میگم: حتما یه سفر<b> اربعین برید کربلا</b> و <b>عظمت شیعه رو از نزدیک تماشا کنید...</b> همه سفرهای کربلام یه طرف، سفرهای اربعین هم یه طرف... درسته شلوغه و بعضیا با شلوغی حال نمیکنن و دوست دارن با اربابشون خلوت کنن، ولی اصل زیارت اربعین به شلوغی و خصوصا پیاده روی نجف تا کربلاست...</font></div></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#009900">نمیخوام بگم سفر سختی بود... خدا میدونه هر کی رفته اعتراف میکنه که این سفر جز شیرینی چیزی نداره... ولی وقتی تو راه بیابونی کربلا، شب جای گرم و نرم گیرت نیاد و از سرما از خواب بیدار بشی و به آتیش پناه ببری و چند ساعتی از شب کنار آتیش بودن رو به خواب ترجیح بدی، تازه <b>ذره ی ناچیزی از سختی های کاروان اسراء رو درک میکنی</b>، بیابونی که روزهای گرم با آفتاب سوزان داره و شبهای سرد با هوای سوزناک...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#3333ff">در<b> مهمون نوازی عراقی ها</b> همینو بگم که ما در مدت سفرمون به عراق، یه دینار برا غذا و جای خواب خرج نکردیم... ماشاءالله این عراقی ها نمیذارن دقیقه ای گشنه و تشنه و بی پناه بمونی... با تمام وجود ازت پذیرایی میکنن... اربعین که میشه در خونه هاشون به روی زوار بازه و التماس میکنن یه بار مهمونشون بشی... به امید روزی که <b>یک چنین پیاده روی برای حرم امام رضا داشته باشیم</b> و این دفعه ایرانی ها از سراسر کشور برن تو راه مشهد موکب بزنن و از زوار علی بن موسی الرضا علیه السلام پذیرایی کنن...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff6600">قصد اطاله ی کلام ندارم... بازم به ایام امتحانات نزدیک شدیم و مجبورم یکی دو هفته ای فعالیت سایبری رو محدود کنم تا در این امتحانات دنیا سربلند بیرون بیام... به امید سربلندی در آزمون های اخروی... هر وقت وبلاگ من به یادتون اومد،<b> حتما دعای ویژه برام کنید...</b> مهزیار بن علی هستم، از مدینه ی طیبه ی قم... یا علی...</font></div> text/html 2012-12-05T12:13:50+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی ارادت ویژه به روحانیت! http://1talabe.mihanblog.com/post/198 <div style="text-align: center;"><span style="font-size: medium; "><font color="#663366">توی خیابون پیش جوونای محل ایستاده بودم، داشتیم صحبت می کردیم که<b> یهو یه خانومی از دور با یه بچه در بغل اومد سمت من</b>، بماند اولین چیزی که اومد به ذهنم این بود که وااااااای... میخواد از مسائل زنان بپرسه و منم زیاد در این مباحث مسلط نیستم با اینکه مدتها در محضر آیت الله حیدری فسایی این مباحث رو خوندیم و مباحثه کردیم! ولی خب دیگه... وقتی سوالشو پرسید کمی خیالم راحت شد! از طرفی <b>خوشحال</b> شدم که مردم هنوزم این مسائل براشون اهمیت داره و از طرفی هم <b>متعجب</b> که چرا حالا این سوالو داره میپرسه...</font></span></div><div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#663366">اومد جلو و پرسید: «حاج آقا، این بچه که به دنیا اومد، مادرم گرفتش جلوی تلویزیون و اذان مرحوم موذن زاده رو به گوشش رسوند، حالا اومدم بپرسم که <b>بچه م مسلمون هست یا نه!؟</b>» منم با تعجب جوابشو دادم و گفتم : «بله، بچه وقتی پدر و مادرش مسلمون باشن، به تبع اونا مسلمون میشه ولی مستحبه که وقتی بچه به دنیا میاد در گوشاش اذان و اقامه گفته بشه».&nbsp;</font></div></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#663366"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#006600">حالا مشکل این بود که بعد از شنیدن جواب بهم گفت: <b>«حاج آقا میشه شما تو گوشش اذان و اقامه بگید؟!؟»</b> منم تا حالا این کار رو نکرده بودم! اونم توی خیابون... از اونجایی که شیطون بیکار نمیشینه و وقت عمل میاد سراغ آدم و تو دل آدم هزار تا شک میندازه و آدم در بدیهی ترین مسائل شک میکنه، <b>منم اونجا شک کردم</b> که اذان رو تو گوش راست میگن و اقامه رو تو گوش چپ یا بالعکس...&nbsp;</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#006600"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#006600">اینجا بود که <b>مدرنیته به دردم خورد</b> و سریع زنگ زدم به دوستم که متاهله و یه نگاهی هم به رساله ی توی گوشیم انداختم تا شک م برطرف بشه و خیالم راحت... وقتی از حکمش مطمئن شدم، این بچه ی نیم وجبی رو تو دستام گرفتم و تو گوشاش اذان و اقامه گفتم... و <b>به قول مادرش مسلمون شد...</b> البته اینم بهش گفتم که خودتون یا هر کس دیگه هم میتونه این کار رو انجام بده...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099">قابل توجه اونایی که به روحانیت ارادت ویژه دارن! و همیشه وجود ماها رو در جامعه محترم می شمارن و تکریم میکنن!! آخه از وقتی که بند ناف بچه مسلمون بریده میشه تا وقتی که سنگ لحد روش گذاشته میشه بلکه تا خود بهشت و جهنم، <b>به علمای دین محتاجه...</b> البته ما واسطه ی علمای بزرگواریم و ایشان هم واسطه ی وجود مقدس امام عصر و دین مبین اسلام هستند! و وابستگی انسان به علماء وابستگی به دین و به خداست...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099">اینم بگم وظایفی که وجود مقدس امام زمان در زمان غیبت بر عهده ی فقها و علمای دین گذاشته اند کاملا متفاوت با اینهاست، ولی این خود مردم هستند که <b>به دلیل اعتماد به این قشر</b> در امور مختلف دینی که از عهده ی خیلی از مردم بر میاد به روحانیت مراجعه می کنن... از جمله همین اذان و اقامه گفتن و یا استخاره گرفتن (مرحوم شهید مطهری در کتاب خاتمیت بحث مفصلی در این زمینه دارند) که روحانیت هم سالهاست حتی در این امور ساده ی دینی پاسخگوی جامعه بوده و هست.</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099">انسان در لحظه لحظه ی زندگی به دین محتاجه و به دستورات خدا احتیاج داره، و آدم به شفافیت مشاهده میکنه که وقتی یه جوون از دین (که همان برنامه ی خداست برای زندگی)، فاصله میگیره به چه وضعیتی دچار میشه!! چه جوون هایی که وقتی براشون دو کلمه حرف دین میزنی کاملا احساس میکنی که تشنه هستن و این حرفا به گوششون هم نرسیده که<b> این مسئله رسالت ما طلاب رو مضاعف میکنه...</b> و صد البته از تقصیر خود مردم چیزی کم نمیشه!!</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#000099"><br></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.nedayeenghelab.com/images/docs/000064/n00064072-b.jpg"></div><div style="text-align: center;"><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#990000">ایشالا که بتونم در آینده موارد بیشتری از آثار <b>حضور روحانی در جامعه</b> بنویسم و مردم رو با این قشر برخاسته از دل مردم آشنا کنم... که فاصله ها زیاد شده... اینجاست که شاعر میگه: <b>اگه فاصله افتاده...</b> باقیشو خودتون بلدید... التماس دعا، یا علی...</font></div> text/html 2012-11-10T00:38:09+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی یک بار دگر محرمت می آید... http://1talabe.mihanblog.com/post/197 <div style="text-align: center;"><font size="3" color="#330033">کم کم داریم به ماه </font><font size="3" color="#ff0000">خون خدا</font><font size="3" color="#330033"> نزدیک میشیم... </font><font size="3" color="#ff0000">محرم</font><font size="3" color="#330033">ت هم رسید آقای غریب ما... خدا رو شکر که زنده ایم و داریم محرم امسال رو هم درک میکنیم... این جور وقتا باید به یاد کسایی بیفتیم که محرم گذشته در جمع ما بودن ولی امسال بار سفر بسته و به دیدار خداشون رفتن... خدا رحمتشون کنه و ایشالا این محرم نزد وجود مقدس سید الشهداء عزاداری کنن...&nbsp;</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#330033"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#330033">محرم که میشه عالم به هم میریزه، همه حال و هواشون عوض میشه، </font><font size="3" color="#ff0000">هوا میشه هوای حسین</font><font size="3" color="#330033">، میشه هوای سینه زنی، میشه هوای روضه و اشک و گریه... کوچیک و بزرگ ، پیر و جوون، طلبه و دانشجو، کارمند و بازاری، همه و همه شور شوق عجیبی پیدا میکنن که امسال چطور</font><font size="3" color="#ff0000"> برا اربابشون مجلس عزا برپا کنند...</font><font size="3" color="#330033"> هر کس یه حالی داره این روزا، ولی جدای از همه ما طلبه ها تو یه فضای دیگه هستیم، </font><font size="3" color="#009900">فضای منبر و محراب...</font><font size="3" color="#330033"> کم کم داریم هجرت میکنیم به سمت شهرهای کشور تا مجالس عزاداری حسینی رو یاری کنیم و ناصر دین خدا باشیم... قبلا گفتم، بازم میگم:</font><font size="3" color="#009900"> برا ما طلبه ها دعا کنید تا در چنین ایامی بتونیم خوب نوکری کنیم...</font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#330033"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff0000"><b>ارباب صدای قدمت می آید &nbsp;/ &nbsp;هنگامه ی اوج ماتمت می آید...</b></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#ff0000" size="3"><b>ما در تب داغ غم تو می سوزیم / یکبار دگر محرمت می آید...</b></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#ff0000" size="3"><b><br></b></font></div><div style="text-align: center;"><font color="#ff0000" size="3"><b><br></b></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://khatati.com/draw.aspx?st=58486"></div><div style="text-align: center;"><br></div> text/html 2012-11-03T18:07:33+01:00 1talabe.mihanblog.com مهزیار خاکی راننده تاکسی نامرد بود... http://1talabe.mihanblog.com/post/196 <div style="text-align: center;"><font size="3" color="#993399">سلام... جمعه بود، ایستادم سر چهار راه که تاکسی گیرم بیاد برم حرم برای اقامه ی نماز جمعه! کمی که ایستادم دیدم یه پراید جلوم ترمز کرد و ایستاد. خواستم بگم حرمم، </font><font size="3" color="#ff0000">دیدم راننده نامرده</font><font size="3" color="#993399">؛ یعنی مرد نیست، خانومه! منم طبق عادت همیشگی گفتم حرم میریدو گفت: سوار شو... منم سوار شدم و راه افتاد... از رانندگی کردنش معلوم بود که </font><font size="3" color="#ff0000">میخواست بگه منم میتونم مثل یه مرد رانندگی کنم</font><font size="3" color="#993399">، و وقتی راننده های دیگه بهش میگفتن : برو دیگه خانوم. با تندی برخورد میکرد... خلاصه تااین دو قدم خیابون رو به انتها رسوند من مطمئن شدم که </font><font size="3" color="#ff0000">منو صلواتی سوار نکرده</font><font size="3" color="#993399"> و واقعا ایشون راننده تاکسی تشریف دارن! البته اگه ماشینش از این سبزا که روش نوشته بانوان بود من تعجب نمیکردم، سوالم از اینجا بود که ماشینش شخصی بود و مرد ها رو هم سوار میکرد و</font><font size="3" color="#ff0000"> این توی شهر های دیگه عادی شده ولی</font><font size="3" color="#ff0000"> توی قم معمول نیست...</font><font size="3" color="#993399"> البته من حتی توی دلم هم</font><font size="3" color="#ff0000"> بهش خرده نگرفتم...</font><font size="3" color="#993399"> چون میدونم زندگی خرج داره و </font><font size="3" color="#ff0000">کار کردن عار نیست... </font><font size="3" color="#993399">و زنی که نیاز مالی داره اگر در کارهایی که در شأن زن هست اشتغال داشته باشه بهتره از کار های دیگه...</font></div><div><font size="3"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff6666">اگر<b> نظرتون رو در این مورد بنویسید</b> در به نتیجه رسیدن من کمک خوبی کردید... تلاشم اینه که مطلب بعدی در مورد<b> حضور زن و مرد در جامعه</b> باشه، که اونم به هم فکری خواننده ها نیاز داره!! که نظر گرفتن از خواننده ها رو از این پست شروع کردم...<b> ببینم چه میکنید...</b></font></div><div style="text-align: center;"><font size="3" color="#ff6666"><b><br></b></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.iranhall.com/news/upload/307201-2008-11-27-13-13-45.gif"></div>