تبلیغات
یک طلبه ماهشهری!
یک طلبه ماهشهری!
وبلاگ شخصی مهزیار خاکی... 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در مورد فضای کلی وبلاگ «یک طلبه ماهشهری» چیه!!؟؟







لینک دوستان

«استراتژی نوروزی» در مقابله با «شبهات گرانی»

این روزها و خصوصا در ایام نوروز، در بین مردم مباحث مختلف اجتماعی از جمله گرانی و مسائل اقتصادی مملکت مطرح میشه! و ما نیز ناچار از شرکت در این مباحث هستیم، البته اینها تا حدودی واقعیت جامعه است. ولی نه تا این حد که سیاه نمایی می شود! پس خوب است که راهکاری برای جهت دهی مناسب به این مباحث داشته باشیم! این راهکار شامل پنج مرحله است که به تناسب مخاطب و میزان آگاهی وی مطرح می شود:

1) مطرح کردن انواع تحریم های موجود به جای صحبت کردن از گرانی موجود در جامعه! یعنی مخاطب را آگاه کنیم که درصد بالایی از گرانی ها به دلیل تحریم های دشمنان می باشد! مثلا فروش نفت ما که بخش به سزایی از بودجه کشور را تامین میکند، در گذشته سالی 5/2 میلیون بشکه بوده که اخیرا به 700 هزار بشکه رسیده است! و این مسئله خسارت زیادی به وضع بازار وارد می کند! و یا اینکه بانک مرکزی ما در دنیا تحریم شده است و ما حتی دلار بدست آمده از همین فروش نفت را هم نمی توانیم وارد کشور کنیم مگر به راه های مشکل! تا جایی که برخی کشور ها سوء استفاده می کنند و به جای دادن دلار حاصل از فروش نفت به ما کالا می دهند! البته تدابیر غلط برخی مسئولین هم به گرونی دامن میزند. ولی عمده مشکلات از همین تحریم هاست. از دشمنی دشمنان است...

2) این هجوم همه جانبه ی دشمنان، ما را به یاد جنگ احزاب می اندازد و اگر می خواهیم در شرایط کنونی نمره بیست بگیریم، باید مراجعه کنیم به آیات بیست به بعد سوره ی احزاب! جنگ احزاب همانطور که از اسمش پیداست نبردی بود که در آن همه  ی قبائل و احزاب مخالف اسلام، برای مبارزه با اسلام جوان متحد شده بودند! شرایط کنونی کشور ما دقیقا شرایط جنگ احزاب است! ما در موضع اقتدار هستیم و دشمن از این اقتدار ترسیده که در مقابل ما متحد شده است. مثل جنگ احزاب که در آن زمان آنچه احزاب را متقاعد کرد که در مقابل پیامبر اکرم دست به دست هم بدهند، این بود که می ترسیدند اسلام همه جا را فرا بگیرد! و سنگین بودن تحریم های ما به خاطر این است که همه ی دشمنان ما باهم در مقابلمان ایستاده اند...

 

(( لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ... وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَانًا وَتَسْلِیمًا 1)) ؛ مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود...  (اما) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‌اند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.

ما باید از رسول خدا الگو بگیریم، آن هم در این شرایط ... در آن زمان مومنان گفتند پیغمبر به ما گفته بودند که اگر شما پای اسلامتون بایستید دشمنان در مقاباتون صف آرایی می کنند، ما هم باید به یاد وعده های امام بیفتیم که اگه انقلاب رو محکم نگه دارید کفر جهانی در مقابلمون می ایستد... و مصداق آیه ی بعد بشویم که خداوند یادی از شهداء می کند و از مردانی سخن می گوید که در وعده ها صادق بودند و در مقابل دشمن ایستادگی کردند...

3) فراموش نکنیم که ما یک جنگ احزاب هم اوایل انقلاب پشت سر گذاشتیم، در آن شرایط سخت که هشت سال کل دنیا در مقابل ما ایستادند. در شرایطی که مردم ما برای نفت باید توی صف می ایستادند و... در آن شرایط رزمنده ها با تمام وجود در مقابل دشمن ایستادند و عزت و شرف خودشون رو معامله نکردند! اونوقت ما امروز به خاطر ارزون تر خریدن، آبرو و عزتمون رو با آمریکا مذاکره کنیم!!؟؟

4) دشمنان ما تنها در صورتی دست از سر ما بر میدارند که ما به سه چیز رضایت بدهیم: (مذاکره با آمریکا یعنی ما باید در سه مسئله ی مهم عقب نشینی کنیم! )

اول) رضایت بدهیم به جنایت هاشون در دنیا خصوصا اسرائیل غاصب (با سکوتمان)!  یعنی شریک بشویم در خون این همه مسلمان... که در روایت داریم:السَّاكِتُ أَخُو الرَّاضِی2... کسی که در مقابل کاری  سکوت می کند مثل کسی است که رضایت به آن کار داده است!

دوم) رضایت بدهیم به عقب ماندگی همیشگی خصوصا از نظر علمی! در دوران اصلاحات کار به جایی رسید که وزرای چند کشور اروپایی آمدند به کاخ سعدآباد و گفتند: دیگر نباید در مقطع فوق لیسانس به بالا فیزیک در دانشگاه های شما تدریس شود!

سوم) رضایت بدهیم به پایمال شدن خون هزاران شهید که برای تشکیل نظام اسلامی جان دادند! چون دشمن با اسلامی بودن نظام ما مشکل دارد!


5) چرا این همه فشار نزدیک انتخابات ریاست جمهوری به ما وارد میشه!؟ چون می خواهند یکی از این دو اتفاق بیفتد: یا اینکه مردم در انتخابات شرکت نکنند و آنها بگویند مردم ایران حکومتشان را نمی خواهند و ادامه ی ماجرا... و یا اینکه اگر شرکت می کنند با مشاهده ی اوضاع فعلی و ناکارآمدی حزب فعلی، به کسانی رای دهند که راضی به مذاکره با امریکا شوند و هدف آنها تحقق یابد!

* و تنها راه حل فشار تحریم این است که مردم با شور در انتخابات شرکت کنند تا دشمن عقب نشینی کند! چرا که این تحریم ها برای خودشان هم مشکل ساز است و نمی توانند این وضعیت را ادامه بدهند! در پایان فراموش نکنیم که خداوند یاور ماست همانطور که در قرآن کریم آمده:

« وَكَانَ حَقًّا عَلَینَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ 3» 4

1. سوره احزاب / آیات 21 و 22

2. بحار الأنوار/ ج‏74 / 421 / باب 15 ص : 376

3. سوره روم/ آیه 47

4. برگرفته از سخنرانی استاد هادیپور در موسسه تخصصی خطابه امیر بیان و جلسات دیگر

 




طبقه بندی: بیانیه،  علمی-روایی، 
برچسب ها: گرانی، اقتصادی، تحریم، استراتژی، جنگ احزاب، دفاع مقدس، شهید،  
[ دوشنبه 21 اسفند 1391 ] [ 15:43 ] [ مهزیار خاکی ]

سلام... خدا خواست و شهدا طلبیدن که ما بریم شلمچه... و حکایت غربت شلمچه رو برای شما نقل کنیم... خیلی از بچه های حزب اللهی که به این وبلاگ سر میزنن، حتما بارها برای تجدید میثاق با شهدا در ایام عید نوروز به شلمچه رفتن و صفا و زیبایی های این منطقه و بقیه ی مناطق عملیاتی دفاع مقدس رو به چشم دیدن... دیدید که چقدر شلمچه ایام عید شلوغ میشه... دیدید که چه جمعیتی با چه حال و هوایی میان اونجا و معنویت کسب میکنن... بهتره بدونید که این شلوغی و هجوم مردم به مناطق عملیاتی از جمله شلمچه، محدود به همون ایام عیده... و بقیه ی ایام سال پرنده پر نمیزنه... که اینم از غربت و مظلومیت شهداست!!! ولی بازم عاشقایی هستن که توی این سوت و کوری مناطق و توی این گرمای 60 درجه ی خوزستان پا شن برن مناطق... نه اینکه شهدا به ما نیاز داشته باشن... نه... ما به شهدا نیاز داریم!!! ما میریم تا از شهدا کمک بگیریم، صفا بگیریم، انرژی بگیریم... این شهدا هستند که با اومدنشون به صورت گمنام به شهر های ما به زندگی ما روح می بخشن... گرامی باد یاد و خاطره ی شهدای مقابله ی اخیر با منافقان غرب کشور... این شهدا رفتن و شهید شدن و به ما نشون دادن که هنوز راه شهادت بازه... و چه صفایی بخشیدن به شهر قم...  ما که نبودیم ببینیم ولی افتخار ما شهید شدنه... اللهم ارزقنا توفیق شهاده فی سبیلک... این چند تا عکس هم محض ریا و تظاهر درج کردم... یا علی...

dmlmmgkzqk1rtvrk1vxq.jpg

با حیرت به بیابان خالی شلمچه نظر میکردم... حال می فهمم که در نبود زائرین شهدا چه آرامشی دارند و ما با حضورمان چقدر آرامششان را بر هم میزنیم!!! با خود میگفتم اینجا قتلگاه هزاران شهید است و مزین به قدوم علی بن موسی الرضا...

اینجا هم که معلوم است... آرامگاه شهدای گمنام شلمچه، شانس اوردیم که به موقع رسیدیم و جلوی رفتن خادمو گرفتیم، وگرنه باید از پشت در زیارت میکردیم...

dj8f2isr0p3ez1304dxr.jpg

از قریب به صد شهید گمنام شلمچه به نیت امام هشتم، هشت قبر گمنام ساخته اند برای زیارات زائران...

pq4ubzs0ehrc9vf21bp4.jpg

راستی نفهمیدم اینجا حسینیه ی شهداست یا پارکینگ ماشین...

0mpiiqqw9acxccto5jfa.jpg

اینجا مکانی است که امام خامنه ای بر فراز جایگاه ایستاد و یادآور تقدس این مکان شد که بعد از آن به برکت حضور آقا نماد عزت ساختند...

szb2gsng7bpkaywd5k2.jpg

من که نفهمیدم چرا این دیواره ریخته! قبلنا سالم بود! نمیدونم زلزله اومده و ما نفهمیدیم یا دعوا شده...

1i1ha2o9h7mo8oci0a8u.jpg

اینا هم رفقا و همسفرای ما هستن... خدا حفظمون کنه...

vy3yt5ddx2l69s0aqvs.jpg

نفر بر حاج حسین خرازی دم در حسینیه گذاشته بود... حاجی رفت و نفر برش موند...

t7r396x73ow0slk2mcmz.jpg

تبادل پول اونم جلوی فقیر (صندوق صدقات)!!!

برای نماز مغرب و عشا هم رفتیم مسجد جامع خرمشهر...

عکس آخر رو به دلیل تهدید های فراوان و احتمال خطر جانی حذف کردم...

بعد میگن کار ما پر مخاطره نیست... نزدیک بود من کشته بشم...

یا علی مدد...

 




طبقه بندی: دلنوشته، 
برچسب ها: شلمچه، غربت، ایام عید، مناطق، عملیاتی، دفاع مقدس، همسفر، رفقا، صدقات، صلوات، دیوار، حرم شهدای گمنام، شهید گمنام، آرامش، شهداء، مهزیار، حاج حسین خرازی، نفر بر، حسینیه شهداء،  
[ یکشنبه 2 مرداد 1390 ] [ 23:00 ] [ مهزیار خاکی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


طلبه هستم و طلبگی را راه سعادت میدانم که موجبات سعادت خود و سعادت خلق الله را فراهم می آورد، البته اگر فرصت را از دست ندهیم...

ایرانی، خوزستانی و ماهشهری هستم... و «حب الوطن» را «من الایمان» میدانم، چرا که حضرات معصومین علیهم السلام فرمودند...

چند سالی است که در مدینه ی فاضله ی قم، مشغول تحصیل هستم... و زندگی در قم را در آخر الزمان مفز از عذاب الهی میدانم... و البته رجوع به وطن را بعد از رسیده شدن لازم...

مدتهاست که وبلاگی زدم و حضور شما را در این کلبه ی حقیرانه خوش آمد میگویم و در خواست میکنم که هر مطلبی را که خوشتان آمد، نظر بگذارید و برای دیدن پاسخ بنده به نظرتان مجددا رجوع کنید...

حرف من اینه: من که قراره بمیرم، کاش یه طوری و یه جایی و یه زمانی بمیرم که در راه خدا و معصومین باشه... مثلا با شهادت از این دنیا برم، یا تو روضه ی ارباب بی کفنم جون بدم، یا وقت سحر برم... شایدم هر سه با هم...

این پست الکترونیک:
khakimahziyar@gmail.com

اینم شماره موبایلم:
09335766855 (فقط پیامک)

آی دی من در اینستاگرام:
mahziyar_khaki

* ارسال لینک وایمیل های تبلیغاتی، ممنوع!!!

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn
  • ضایعات